كه آنها نشدند » ( و ما ابن أبي قحافة و لا ابن الخطّاب بأولى به عمل الحقّ منك ، و أنت أقرب إلى أبي « 1 » رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و شيجة رحم منهما ؛ و قد نلت من صهره ما لم ينالا ) .
با توجه به اين كه « وشيجة » در اصل به معناى ريشهء درخت يا طنابى كه از ليف خرما درست مىكنند ، است . سپس به پيوند نزديك خويشاوندى اطلاق شده است . امام عليه السّلام مىخواهد به او گوشزد كند كه تو رابطهء خويشاوندى با پيغمبر دارى زيرا عثمان در جد نزديكتر ( عبد مناف ) به پيغمبر مىرسد .
در اين جا امام عليه السّلام براى نفوذ در فكر عثمان از وسايل مختلف استفاده مىكند تا او را براى پذيرش حق آماده سازد . امام عليه السّلام تمام نكات روان شناسى و آيين بلاغت را در اين خطبه در برابر مخاطبش به كار برده است ؛ ولى افسوس خليفهء سوّم چنان در گرداب حكومت فاسد فرو رفته بود كه با اين بيانات وافى و شافى نيز نتوانست خود را رهايى بخشد .
به هر حال ، امام عليه السّلام در پايان اين عبارت از خطبه ، سخنانش اوج مىگيرد و خليفه را مخاطب ساخته چنين مىگويد : « خدا را ! خدا را ! ( اى عثمان ) به جان خود رحم كن ؛ چرا كه به خدا سوگند ! تو كور نيستى تا بينايت كنند و جاهل نيستى تا تعليمت دهند ؛ زيرا راهها آشكارند و نشانههاى دين بر پا و روشن ! ( از خدا بترس و به كار مردم رسيدگى كن ) » ( فاللّه اللّه في نفسك ! فإنّك - و اللّه - ما تبصّر من عمى ، و لا تعلّم من جهل ، و إنّ الطّرق لواضحة ، و إنّ أعلام الدّين لقائمة ) .
به اين ترتيب امام عليه السّلام براى بازگرداندن عثمان به مسير صحيح ، از طرق مختلف وارد
هامش
( 1 ) شگفتآور اين كه كلمهء « أبي » كه در نسخهء صبحى صالح نقل شده ، در هيچ يك از نسخههاى ديگر ديده نشده . مرحوم شارح بحرانى ، شارح خويى ، علّامه جعفرى ، محمد عبده ، ابن ابى الحديد ، مغنيه ، تسترى و صاحب مصادر نهج البلاغه هيچ يك كلمهء « أبي » را در اين جا ذكر نكردند و به نظر مىرسد كه از اشتباهات صبحى صالح ؛ به خصوص اين كه چنين تعبيرى در كلمات على عليه السّلام نسبت به پيامبر ديده نشده است .