نقصان اشاره كرده ، مىفرمايد : « براى هر مخلوقى به هنگام آفرينش ، حدّى قرار داد تا با وجود مقدّسش شباهت نيابد ( و كسى به اشتباه نيفتد ) » ( حدّ الأشياء عند خلقه لها إبانة له من شبهها ) .
اشاره به اين كه تمام مخلوقات ، محدودند و تنها ذات پاك اوست كه نامحدود است ؛ از اين رو خالق از مخلوق به آسانى شناخته مىشود و از گمراه شدن در وادى شرك پيشگيرى مىكند .
در اين جا اين سؤال باقى مىماند كه مگر ممكن است خداوند چيزى نامحدود يا به تعبير ديگر واجب الوجود بيافريند ؟ ذات هر مخلوقى اقتضاى محدود بودن مىكند ؛ بنابر اين چگونه ممكن است گفته شود ، خداوند اشيا را محدود آفريد تا شباهتى با ذات پاكش نداشته باشند ؟
پاسخ اين سؤال را مىتوان چنين بيان كرد : منظور اين است كه او همهء اشيا را محدود آفريد و نتيجهاش تمايز ميان او و مخلوقات شد ؛ به تعبير ديگر « ابانة له » مفعول لاجله نيست ؛ بلكه نوعى نتيجه و غايت فعل است . اين نكته نيز قابل توجّه است كه در بسيارى از نسخ نهج البلاغه « ابانة لها » نقل شده است كه در اين صورت ، مشكل ، به طور كامل حل مىشود ؛ زيرا مفهومش اين است كه خداوند هر موجودى را با حدود خاصى آفريد تا با موجودات ديگر اشتباه نشود . شبيه آن چه در آيهء 13 سورهء حجرات بيان شده است : «
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا »
؛ اى مردم ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد » . « 1 » سپس دربارهء نامحدود بودن ذات پاك خداوند شرح بيشترى مىدهد و با تعبيرات
هامش
( 1 ) در كتاب اصول كافى ، اين عبارت ضمن خطبه ديگرى و به صورت ديگرى نقل شده است كه تفسير اوّل را تقويت مىكند و آن عبارت ، چنين است : « و حدّ الأشياء كلّها عند خلقه إبانة لها من شبهه و إبانة له من شبهها » ( اصول كافى ، جلد 1 ، صفحهء 135 ) .