بوده و پايانى است كه سرآمدى ندارد . پيشانىها در برابر عظمتش به خاك افتاده و لبها به يگانگىاش گشوده شده است . براى هر مخلوقى به هنگام آفرينش ، حدّى قرار داد تا با وجود مقدّسش شباهت نيابد . افكار و انديشهها هرگز نمىتواند با حدود و حركات و نه با اعضا و ابزار ، اندازه و حدّى براى او بيان كند . هرگز دربارهء او نتوان گفت « كى » ( به وجود آمده ) ؟ و برايش سرآمدى نيست كه گفته شود « تا كى » ( باقى است ) ؟ آشكارى است كه دربارهاش نتوان گفت : از چه چيز عيان شده و مخفى و پنهانى است كه نمىتوان گفت : در چه چيز پنهان شده ؟ او نه جسم آشكارى است كه بتوان انتهايش را جستجو كرد و نه پوشيده و پنهان است كه چيزى بر آن محيط باشد . نزديكى او به موجودات آن چنان نيست كه به آنها چسبيده باشد و دورى او از آنها آن گونه نيست كه از آنها جدا گردد ! نگاههاى خيرهء بندگان از او پنهان نيست و نه تكرار الفاظ ( بر زبان آنها ) ، نه نزديك شدن به تپهها و بالا رفتن از آنها و نه برداشتن گامهاى بلند در شبهاى ظلمانى . شبهايى كه ( سرانجام ) ماه درخشان بر آن مىتابد ( و از ظلمت آن مىكاهد ) و به دنبال آن ، خورشيد نورانى از طلوع تا غروب بر آن مىگذرد ( و تاريكىها را بر مىچيند ) علم او در تغييرات و دگرگونىهاى زمانها و روزگاران از روى آوردن شب و پشت كردن روز نافذ است . ( و دامنهء علمش به قدرى گسترده است كه ) پيش از پايان و سرآمد هر چيز و قبل از احصا و شمارش آنها از همه آگاهى داشته و دارد ، و چيزى بر او مخفى و پنهان نيست از آن چه محدود كنندگانش به او نسبت مىدهند برتر است و محدوديت از نظر اندازه و ابعاد و انتخاب منزلگاه و جايگزين شدن در مكان ( براى او مفهوم ندارد چرا كه ) حدّ و اندازه مخصوص آفريدههاى اوست و مربوط به غير او .
شرح و تفسير شرح عميق ديگرى از صفات جمال و جلال او
همان گونه كه گفته شد بخش اوّل اين خطبه مجموعهاى از صفات خداوند متعال را بيان مىكند و جالب اين كه در آغاز از صفات فعل يعنى آفرينش جهان هستى و عجايب و