مىفرمايد : « خداوند به وسيلهء او احكام ناشناخته ( الهى ) را آشكار ساخت و بدعتهايى كه به نام دين در شريعت الهى وارد شده بود ريشهكن كرد و احكامى را كه اكنون نزد ما روشن است بيان داشت » ( أظهر به الشّرائع المجهولة ، و قمع به البدع المدخولة « 1 » ، و بيّن به الأحكام المفصولة « 2 » ) .
در واقع پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به سه كار مهم دست زد : عقايد حقه را آشكار ساخت ؛ بدعتها ، خرافات را از ميان برداشت و احكام الهى را به طور روشن براى همهء مردم تبيين كرد كه هر يك از اينها با مجاهدات بسيار و تحمل رنجهاى فراوان صورت گرفت .
و سرانجام در يك نتيجهگيرى آشكار مىفرمايد : « با اين حال كسى كه جز اسلام آيينى برگزيند شقاوت و بدبختى دامن او محقق مىشود ، دستگيرهء ايمانش از هم گسسته ، و سقوط او شديد و در عاقبت ، اندوهى طولانى و عذابى هلاك كننده خواهد داشت » ( ف
من يبتغ غير الإسلام دينا
تتحقّق شقوته ، و تنفصم عروته ، و تعظم كبوته ، و يكن مآبه إلى الحزن الطّويل و العذاب الوبيل ) .
بديهى است آيينى كه آورندهاش داراى آن صفات و الا و آيينش از هر نظر جامع و كامل و سازنده باشد ، مخالفت با آن جز بدبختى و گمراهى و هلاكت در پى نخواهد داشت .
از اين عبارت ، به خوبى روشن مىشود شعارهايى گمراه كنندهاى كه اين روزها جمعى به دنبال نويسندگان غربى در محيطهاى اسلامى سر دادهاند و پيروى از هر يك از اديان
هامش
( 1 ) « مدخوله » از مادّهء « دخول » در اين جا اشاره به بدعتهايى است كه در جاهليت به خداوند نسبت مىدادند . يا از مادّهء « دخل » ( بر وزن دغل ) به معناى فساد است ؛ چرا كه اين بدعتها مايهء فساد فرد و جامعه مىشود .
( 2 ) « مفصوله » از مادّهء « فصل » در اصل به معناى بريدن يا جدا كردن است ؛ سپس به سخن يا داورى صحيح كه حق را از باطل جدا مىسازد ، اطلاق شده است . در جملهء ياد شده هر دو معنا امكان پذير است ؛ نخست اين كه احكام شريعت اسلام براى هر موضوعى جداگانه بيان شده ، ديگر اين كه حق را از باطل جدا مىسازد ( در صورت اوّل معناى اسم مفعولى دارد و در صورت دوّم ، فاعلى ) .