را كافى مىشمرند و صلح كل متصوفه را زنده كردهاند ، چيزى است كه نه با منطق قرآن سازگار است و نه با كلمات پيشوايان بزرگى همچون امام على عليه السّلام .
در پايان اين بخش ، امام عليه السّلام روى به درگاه خدا مىآورد و توكّل خويش را به ذات پاكش بيان مىكند و مىفرمايد : « به خدا توكّل مىكنم ؛ توكّلى همراه با توبه و بازگشت به سوى او و از او هدايت مىطلبم ، به راهى كه به سوى بهشتش منتهى مىشود و به منزلگاه مورد رضايش مىرسد » ( و أتوكّل على اللّه توكّل الإنابة إليه . و أسترشده السّبيل المؤدّية إلى جنّته ، القاصدة إلى محلّ رغبته ) .
اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه اسباب سعادت بشر با بعثت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و آيين پاكى كه او آورده فراهم است . تنها چيزى كه باقى مىماند پيمودن راه از سوى ماست كه آن هم با توكّل بر ذات پاك او و استرشاد و تقاضاى راهنمايى از حق ، ميسّر مىشود ، از اين رو امام عليه السّلام در پايان اين بخش از خطبه ، بر خدا توكّل مىكند و از او براى پيمودن اين راه نورانى يارى مىطلبد .
* * *
نكته به گوينده بنگريم يا به سخنش ؟ !
گر چه اين جمله ، معروف است كه « أنظر إلى ما قال و لا تنظر إلى من قال ؛ به گفتار بنگر نه به گوينده » . « 1 » ولى اين سخن در مورد مطالب روشن و منطقى صادق است و در مواردى كه مسائل مهم و پيچيده و انديشههاى يك مكتب مطرح است به يقين بايد « من قال » و آورندهء آن از هر نظر شناخته شده باشد تا بتوان بر او اعتماد كرد و او را الگو و اسوهء خود قرار داد ؛ لذا قرآن مجيد در موارد مختلف به معرّفى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و بيان
هامش
( 1 ) اين سخن در كلام على عليه السّلام طبق نقل غرر الحكم ، حديث 10189 نيز ذكر شده است ؛ آن جا كه مىفرمايد : « لا تنظر إلى من قال و انظر إلى ما قال » .