عقل خودش بنگرد كه آيا خدا با اين كار پيامبرش را گرامى داشت يا به او اهانت كرد ؟ اگر كسى بگويد : خدا با اين كار ( گرفتن زخارف دنيا از آن حضرت ) به او اهانت نموده - سوگند به پروردگار متعال - كه دروغ گفته است ؛ دروغى بزرگ و اگر بگويد : او را گرامى داشته پس بايد بداند كه ديگران را ( كه غرق زينتهاى دنيا هستند ) گرامى نداشته است ؛ چرا كه دنيا را براى آنها گسترده و از مقرّبترين افراد به خودش دريغ داشته است ؛ بنابر اين ( كسى كه مىخواهد سعادتمند شود ) بايد به پيامبر خود تأسى جويد ، گام در جاى گامهايش نهد و از هر درى كه او داخل شده وارد شود و الا از هلاكت ( و گمراهى ) ايمن نخواهد بود ؛ زيرا خداوند ، محمّد - كه درود خدا بر او و خاندانش باد - را نشانهء قيامت و بشارت دهندهء بهشت و بيم دهندهء كيفر قرار داده است . او با شكم گرسنه از اين جهان رحلت كرد و با سلامت ( روح و ايمان ) به سراى ديگر وارد شد . او تا آن زمان كه از جهان رخت بر بست و دعوت حق را اجابت كرد سنگى روى سنگ ننهاد ( و خانهء محكمى براى خود نساخت ) چه منّت بزرگى خدا بر ما نهاده كه چنين پيشوا و رهبرى به ما عنايت كرده ، تا راه او را بپوييم و قدم در جاى قدمهاى او نهيم . به خدا سوگند ! آن قدر اين پيراهنم را وصله زدم كه از وصله كنندهء آن شرم دارم ( تا آن جا كه ) كسى به من گفت : چرا اين پيراهن كهنه را دور نمىافكنى ؟ گفتم : از من دور شو . صبحگاهان ، رهروان شب را ستايش مىكنند ! ( و فرداى قيامت وضع ما روشن مىشود ) .
شرح و تفسير چرا به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تأسّى بجوييم ؟
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، همان مطلب مهمّى را كه در بخشهاى قبل در نكوهش دنيا و دنيا پرستان بيان فرمود ، از طريق ديگر و با تأكيد بيشتر تعقيب مىكند .
نخست به صورت يك استدلال منطقى مىفرمايد : « در زندگى رسول خدا - كه درود خدا بر او و خاندانش باد - امورى است كه تو را به بدىها و عيوب دنيا راهنمايى مىكند ؛ چرا كه او