دانشمندان ، نداشتن رهبر و سرانجام ، بىايمان از دنيا رفتن .
گمراهى آنها چنان تاريك و ظلمانى بود كه به جنايات خود افتخار مىكردند ، كشتن و زنده به گور كردن فرزندان ، نشانهء غيرت ، و غارتگرى دليل شجاعت شمرده مىشد .
جهل و خرافات آن چنان بر جامعهء آنها سايه افكنده بود كه خدايانشان را با دست خود مىساختند ؛ گاه از سنگ و چوب و گاه از مواد غذايى و سپس در زمان قحطى آن را مىخوردند .
قساوت و سنگدلى آن چنان بود كه كينهها را از نسلى به نسلى منتقل مىساختند و خونريزى و آدمكشى براى آنها يك امر ساده بود ، و همچنين مفاسد ديگر .
در اين زمان مىتوان به عظمت خدمات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اهميّت رسالت او در آن محيط تاريك و ظلمانى پى برد ، كه در مدت كوتاهى از آن قوم وحشى و خرافى و جاهل ، قومى متمدّن و عالم و آگاه ساخت .
* * *
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢