شرح و تفسير خورشيدى كه در تاريكى درخشيد
اين خطبه از خطبههاى ملاحم است كه بخشى از حوادث خطرناك آينده را بازگو مىكند و به مردم هشدار مىدهد كه مراقب خويش باشند و آلودهء فتنهها و ظلم و فسادها نشوند . امام عليه السّلام اين خطبه را با حمد و ثناى الهى و پناه بردن به ذات پاك او از شر شياطين آغاز مىكند و مىفرمايد :
« خداى را ستايش مىكنم و از او براى كارهايى كه موجب طرد و منع شيطان است كمك مىجويم و براى مصون ماندن از گرفتار شدن در دامها و فريبهاى شيطان يارى مىطلبم » ( و أحمد اللّه و أستعينه على مداحر « 1 » الشّيطان و مزاجره « 2 » و الاعتصام من حبائله و مخاتله « 3 » ) .
امام عليه السّلام در اين دو جمله از خداوند ، توفيق اطاعت و عبادت و پرهيز از گناه و معصيت مىطلبد ؛ زيرا « مداحر » و « مزاجر » شيطان و به تعبير ديگر ، امورى كه او را از انسان دور مىسازد ، چيزى جز اطاعت فرمان خدا نيست و « حبائل » و « مخاتل » ( دامها و فريبهاى ) شيطان چيزى جز گناهان و معاصى نيست و به يقين بدون يارى خداوند و امدادهاى الهى نه اطاعت ممكن است و نه پرهيز از گناه ؛ چرا كه راه اين دو بسيار سخت است و پر پيچ و خم .
سپس به سراغ شهادت بر يكتايى خدا و رسالت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىرود و چنين مىفرمايد : « گواهى مىدهم جز خداوند يكتا معبودى نيست و شهادت مىدهم كه محمّد ،
هامش
( 1 ) « مداحر » جمع « مدحر » به معناى امرى است كه سبب طرد و دورى چيزى مىشود و از مادهء « دحور » به معناى راندن و دور ساختن آمده است .
( 2 ) « مزاجر » جمع « مزجر » به معناى باز دارنده از چيزى است و از مادهء « زجر » به معناى بازداشتن است .
( 3 ) « مخاتل » جمع « مختل » به معناى كارى است كه به وسيلهء آن فريب مىدهند ، از مادهء « ختل » ( بر وزن قتل ) ، به معناى خدعه و نيرنگ است .