است ( در حالى كه شما نه تنها انجام وظيفه نكردهايد بلكه خشم مولاى خود را فراهم ساختهايد ) .
شرح و تفسير باز هم سرزنش دنياپرستان
در اين بخش كه آخرين بخش خطبه است امام عليه السّلام بار ديگر دنياپرستان را مخاطب قرار داده و با سرزنشها و ملامتهاى توأم با استدلال ، براى بيدار ساختن آنها كوشش مىكند ، نخست مىفرمايد : « شما را چه شده كه با تحصيل مقدار كمى از دنيا مسرور و خوشحال مىشويد ولى هرگز محروم شدن از مقدار زيادى از آخرت ، شما را غمگين نمىكند ، از دست رفتن مقدار ناچيزى از متاع دنيا شما را سخت پريشان مىسازد به گونهاى كه آثار آن در چهرههايتان نمايان مىشود و به خاطر آنچه از دست دادهايد بىتابى مىكنيد ، گويى اين جا سراى اقامت هميشگى شماست و متاع دنيا هميشه براى شما باقى مىماند » ( ما بالكم تفرحون باليسير من الدّنيا تدركونه ، و لا يحزنكم الكثير من الآخرة تحرمونه ! و يقلقكم اليسير من الدّنيا يفوتكم ، حتّى يتبيّن ذلك في وجوهكم ، و قلّة صبركم عمّا زوي « 1 » منها عنكم ! كأنّها دار مقامكم ، و كأنّ متاعها باق عليكم ) .
آرى ! چنين است حال بسيارى از مردم دنيا كه از دست رفتن امور معنوى سبب پريشانى آنها نمىشود ولى كمترين ضرر مادى آنها را سخت پريشان
هامش
( 1 ) « زوى » از مادّهء « زيّ » ( بروزن حيّ ) به معنى جمع كردن و گرفتن و بردن و دور كردن است و با توجه به اين كه در عبارت بالا به صورت فعل مجهول و همراه با « عن » ذكر شده به معنى دور كردن و از دست دادن مىباشد .