مىكنيد ، نه همديگر را نصيحت ، و نه بذل و بخشش به هم داريد و نه به يكديگر مهر مىورزيد » ( و إنّما أنتم إخوان على دين اللّه ، ما فرّق بينكم إلّا خبث السّرائر ، و سوء الضّمائر . فلا توازرون « 1 » و لا تناصحون ، و لا تباذلون و لا توادّون ) .
اشاره به اين كه زمينههاى وحدت از طريق اخوت اسلامى در ميان شما موجود است امّا اختلافات به خاطر تعصبها ، كينه و حسد و حبّ دنيا و تنگ نظرىها بر آن غلبه كرده است و رشتهء وحدت را كه سبب امنيّت داخل و پيروزى بر دشمنان خارجى است از هم گسسته است به همين دليل بركات اجتماع كه همكارى و خدمات متقابل و پيوندهاى دوستى و برادرى است از شما قطع شده است .
اين تعبير اشارهء روشنى به اين حقيقت دارد كه حبّ دنيا و خبث باطن و سوء نيّت و اخلاق نه تنها آخرت را بر باد مىدهد بلكه صحنه جامعه بشرى را كانونى از ناامنى و انواع تزاحمها و كشمكشها مىسازد كه در آن خبرى از همدلى و محبّت و همكارى و صميميّت نيست .
هامش
( 1 ) « لا توازرون » از مادّهء « موازرة » به معنى تعاون و همكارى است .