بخش دوّم
إنّ الزّاهدين في الدّنيا تبكى قلوبهم و إن ضحكوا ، و يشتدّ حزنهم و إن فرحوا ، و يكثر مقتهم أنفسهم و إن اغتبطوا بما رزقوا . قد غاب عن قلوبكم ذكر الآجال ، و حضرتكم كواذب الآمال ، فصارت الدّنيا أملك بكم من الآخرة ، و العاجلة أذهب بكم من الآجلة ، و إنّما أنتم إخوان على دين اللّه ، ما فرّق بينكم إلّا خبث السّرائر ، و سوء الضّمائر . فلا توازرون و لا تناصحون ، و لا تباذلون و لا توادّون .
ترجمه
زاهدان در دنيا ، قلوبشان مىگريد گر چه ظاهرا بخندند ، سخت محزون و غمگيناند گرچه ظاهرا شادمانى كنند ، و نسبت به خود ( و وضع اخلاقى و كمى طاعات خويش ) سخت خشمگيناند هر چند به خاطر روزىهاى فراوانى كه به آنها داده شده در پيشگاه خدا شاكرند .
ياد مرگ از دلهايتان پنهان شده و آمال و آرزوهاى دروغين در برابر شما حاضر گشته ، از اين رو سلطه دنيا بر شما بيش از آخرت شده و زندگانى زودرس دنيا شما را از حيات جاودانى آخرت بيرون برده است . شما همگى در اسلام و دين خدا برادر ( و برابر ) هستيد و تفرقه و اختلاف در ميان شما تنها به سبب آلودگى درون و سوء نيتهاست به همين دليل نه به يكديگر كمك مىكنيد ، و نه همديگر را نصيحت ، و نه بذل و بخشش به هم داريد ، و نه به يكديگر مهر مىورزيد !