براى عبرت گيرندگان از هر منطق رسا و گفتار شنيدنى مؤثّرتر است . وداع من با شما ، وداع كسى است كه آمادهء ملاقات ( پروردگار ) است و فردا ارزش زندگى با من را خواهيد دانست و باطن من براى شما آشكار خواهد شد و آن زمان كه جاى خالى مرا ببينيد و ديگرى بر جاى من نشيند ، مرا خواهيد شناخت !
شرح و تفسير آن زمان كه رفتم مرا خواهيد شناخت !
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، سرنوشت آيندهء خود را در آن بستر شهادت ، شرح مىدهد و وضع مسلمين را بعد از خود نيز تبيين مىكند نخست مىفرمايد : « اگر گام من در اين لغزشگاه ثابت بماند ( و از اين ضربت خطرناك رهايى يابم ) اين همان مطلوب ماست ( تصميم دربارهء ضاربم يا عفو او بر عهدهء خود من خواهد بود ) و اگر گام بلغزد ( و از اين جهان رخت برهبندم جاى تعجب نيست زيرا ) ما در سايهء شاخهها و مسير وزش بادها و زير سايهء ابرهاى متراكمى بوديم كه در آسمان پراكنده شدند و آثارشان روى زمين محو شد » . ( إن تثبت الوطأة « 1 » في هذه المزلّة « 2 » فذاك ، و إن تدحض « 3 » القدم فإنّا كنّا في أفياء « 4 » أغصان ، و مهابّ « 5 » رياح ، و تحت ظلّ غمام ، اضمحلّ في الجوّ
هامش
( 1 ) « وطأه » به معنى جاى پا و محلّ قدم است و گاه به صورت كنايى به معنى فشار شديد به كار مىرود .
( 2 ) « مزلّه » از مادّهء « زلل » ( بر وزن ضرر ) به معنى لغزش گرفته شده ، و « مزلّه » يعنى لغزشگاه .
( 3 ) « تدحض » از « دحض » ( بر وزن محض ) نيز به معنى لغزش است .
( 4 ) « افياء » جمع « فىء » ( بر وزن شىء ) به معنى سايه است .
( 5 ) « مهابّ » از مادّهء « هبوب » به معنى وزش باد گرفته شده و « مهابّ » جمع « مهبّ » به معنى محل وزش بادهاست .