ببينيد ، و ديگرى بر جاى من نشيند ، مرا خواهيد شناخت ! » ( وداعي لكم وداع امرىء مرصد « 1 » للتّلاقي ! غدا ترون أيّامي ، و يكشف لكم عن سرائري ، و تعرفونني بعد خلوّ مكاني و قيام غيري مقامي ) .
آرى هنگامى كه آن مظهر عدالت ، از ميان مردم رخت بر بست و آن رهبر دلسوز و مهربان جاى خود را به ديگران سپرد ، هنگامى كه آن مخزن علوم الهى كه به هنگام خواندن اين خطبهها ، علم و دانش از زبانش فرو مىريخت ، از ميان مردم رفت و ظالمان و جباران بنى اميه كه جز هوسهاى شيطانى و غرايز حيوانى چيزى را به رسميّت نمىشناختند بر جاى او نشستند و سيل خون بىگناهان را جارى ساختند ، مسلمانان فهميدند ، چه كسى را از دست دادهاند ، و چه خسارت عظيمى دامان آنها را گرفته است .
بنابر اين تعبير به « غدا » ( فردا ) همان گونه كه ظاهر عبارت است نه اشاره به عالم برزخ است ، نه قيامت ، ( آن گونه كه بعضى از شارحان پنداشتهاند ) بلكه اشاره به همان ايّام شوم و تلخ و تاريكى است كه بعد از شهادت امير مؤمنان عليه السّلام بر مسلمانان گذشت .
جملهء « مرصد للتّلاقي » ( كسى كه آماده و منتظر ملاقات است ) خواه به معنى ملاقات با فرشتهء مرگ باشد ، يا پروردگار ، نشان مىدهد كه روح مقدّس على عليه السّلام پيوندى با اين جهان مادى و زودگذر نداشت ، بلكه پيوندش ، با عالم بالا ، با فرشتگان خدا و با ذات پاك پروردگار بود ، و ضربت « ابن ملجم » را مقدمهاى براى اين فوز عظيم و لقاى پروردگار « كعبه » مىدانست و جملهء « فزت و ربّ الكعبة » شاهد گوياى آن است .
و اگر چند روزى بر طبق حكمت پروردگار روح پاكش در اين قفس تن ،
هامش
( 1 ) « مرصد » از مادّهء « ارصاد » به معنى آماده و منتظر شدن گرفته شده است .