بخش سوّم
إن تثبت الوطأة في هذه المزلّة فذاك ، و إن تدحض القدم فإنّا كنّا في أفياء أغصان ، و مهابّ رياح ، و تحت ظلّ غمام ، اضمحلّ في الجوّ متلفّقها ، و عفا في الأرض مخطّها . و إنّما كنت جارا جاوركم بدني أيّاما ، و ستعقبون منّي جثّة خلاء : ساكنة بعد حراك ، و صامتة بعد نطق . ليعظكم هدوّي ، و خفوت إطراقي ، و سكون أطرافي ، فإنّه أوعظ للمعتبرين من المنطق البليغ و القول المسموع . و داعي لكم وداع امرىء مرصد للتّلاقي ! غدا ترون أيّامي ، و يكشف لكم عن سرائري ، و تعرفونني بعد خلوّ مكاني و قيام غيري مقامي .
ترجمه
اگر گام ( من ) در اين لغزشگاه ، ثابت بماند ( و از اين ضربت خطرناك رهايئى يابم ) اين همان مطلوب ماست ، و اگر گام بلغزد ( و از اين جهان رخت بربندم جاى تعجّب نيست زيرا ) ما در سايهء شاخهها ، و مسير وزش بادها و زير سايهء ابرهاى متراكمى بوديم كه در آسمان پراكنده شدند و آثارشان روى زمين محو شد ( ما نيز خواهيم رفت ) .
من همسايهاى بودم كه چند روزى در كنار شما زيستم و به زودى از من تنها جسدى بىروح و بىحركت ، بعد از آن همه حركتها ، و خاموش ، بعد از آن همه گفتارها ، باقى خواهيد يافت . از حركت ايستادن من ، و از كار افتادن چشمهايم ، و بىحركتى اعضاى پيكرم بايد شما را پند و اندرز دهد ، چرا كه پند و اندرز آن