( به يقين ) براى هر ضلالتى ، علتى است و براى هر پيمان شكنى ، دستاويز و بهانهاى ( هرگز فريب اين بهانهها را نخوريد ) .
به خدا سوگند ! من همچون كسى نخواهم بود كه صداى بر سر و سينه كوبيدن سوگواران و نداى خبر گزار مرگ را بشنود ، و نزد گريه كنندگان حضور يابد ، اما عبرت نگيرد ( هرگز در برابر تحركات دشمن غافلگير نخواهم شد ) .
شرح و تفسير در ظاهر متحدند و در باطن دشمن يكديگر !
امام در بخش اوّل اين خطبه ، اين حقيقت را براى مردم فاش مىكند كه « طلحه و زبير » - آتش افروزان جنگ « جمل » - انگيزهء الهى ندارند ، و جز دنيا طلبى و رسيدن به حكومت و قدرت ، چيزى در سر نمىپرورانند و به همين دليل اگر آنها به پيروزى رسند ، هر يك كوشش مىكند ، ديگرى را از ميان بردارد ، تا به تنهايى حكومت كند ، مىفرمايد :
« هر يك از آن دو ( طلحه و زبير ) اميدوار است كه حكومت به دست او بيفتد و آن را به سوى خود مىكشد ، نه به سوى رفيقش » ( كلّ واحد منهما يرجو الأمر له ، و يعطفه عليه دون صاحبه ) .
سپس به ذكر دليل آن پرداخته ، مىافزايد : « آنها ، نه به رشتهاى ( از رشتههاى محكم الهى ) چنگ زدهاند و نه به وسيلهاى به او نزديك شدهاند ، بلكه هر يك بار كينهء رفيقش را بر دوش مىكشد ، و به زودى پرده از روى آن برداشته خواهد شد ! » ( لا يمتّان « 1 » إلى اللّه بحبل ، و لا يمدّان إليه بسبب . كلّ واحد
هامش
( 1 ) « يمتّان » از مادّهء « متّ » ( بر وزن « خط » ) در اصل به معنى كشيدن طناب و مانند آن است و از آن جا كه اين امر سبب نزديك شدن دلو يا مانند آن مىشود اين واژه به معنى نزديك شدن و تقرّب جستن نيز آمده است و در خطبه بالا به همين معناست .