نكته هر چيز را از ضدش بايد شناخت
راههاى شناخت حق و باطل بسيار است مهم آن است كه انسان تصميم بر شناخت بگيرد و با شجاعت و دقت پيش برود .
يكى از اين طرق همان است كه مولا على عليه السّلام در خطبه بالا به آن اشاره فرموده است و آن استفاده از مطالعهء اضداد است . هنگامى كه انسان سرنوشت شوم گروهى را مىبيند كه در ميان انواع اشتباهات و خطاها و بدبختيها غوطه ورند به خوبى مىفهمد ، كه راه صحيح از راه آنها جداست . و اگر مىخواهد در راه حق گام بگذارد بايد اصولى را كه آنها بر آن تكيه كردهاند رها كند ، ادب را از بىادبان بياموزد و عدالت را از ظالمان ، و پاكى را از ناپاكان .
گاه تصور مىشود كه اين خطبه ، با آنچه در عبارت ديگرى از امام عليه السّلام آمده است كه به « حارث همدانى » فرمود : « إنّ دين اللّه لا يعرف بالرّجال بل بآية الحقّ فاعرف الحقّ تعرف اهله ؛ دين خدا را به وسيله اشخاص نمىتوان شناخت بلكه به نشانههاى روشن حق بايد شناخت بنابر اين حق را بشناس تا اهل آن را بشناسى » « 1 » .
ولى اين هر دو صحيح است اما هر كدام در جايى ، در آن جا كه حق به روشنى شناخته مىشود شخصيت افراد را با معيار آن بايد شناخت ، آنها كه با حق هماهنگترند درستكار ، و آنها كه ناهماهنگترند بدكارانند ، در اين جا اشخاص را با معيار حق مىشناسيم و آن جا كه افراد به خوبى شناخته شدهاند و طريق حق مخفى و ناشناخته است بايد حق و باطل را به وسيله آنها از هم تشخيص دهيم ،
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 6 صفحهء 179 .