امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه چنان كه در بالا آمد راهيابى به سوى حق را شناخت تاركان و مخالفان حق شمرده است و به سه گروه اشاره فرموده است :
گروهى كه حق را ترك كردهاند ، و گروهى كه پيمان قرآن را شكستهاند ، و گروهى كه آن را پشت سرافكندهاند ، تفاوت اين سه گروه روشن است ؛ بعضى حق را رها مىكنند بى آن كه آن را تحقير كنند بعضى علاوه بر آن به تحقير حق مىپردازند و بعضى ديگر پيمانهاى الهى را مىشكنند ، كه ظاهرا اشاره به آيهء شريفهء قرآن است كه مىفرمايد : «
« أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَ دَرَسُوا ما فِيهِ »
؛ آيا پيمان كتاب خدا از آنها گرفته نشده بود كه بر خدا دروغ نبندند و جز حق نگويند و آنان بارها آن را خوانده بودند » « 1 » .
گر چه اين آيه به ظاهر در مورد « بنى اسرائيل » است ولى دربارهء ديگران نيز مىتواند صادق باشد .
آرى با شناخت اين تاركان حق ، و ناقضان پيمانهاى الهى ، و تحقيركنندگان كتاب خدا و شناخت اصولى كه بر زندگى آنها حاكم است و مخالفت با آن ، مىتوان راه حق را پيدا كرد .
سپس امام عليه السّلام در آخرين بخش اين خطبه براى كسب اطمينان بيشتر ، جهت دست يافتن به حق و درك حقيقت مفاهيم قرآن ، طريق ديگرى را ارائه مىدهد و آن تمسّك به ذيل عنايت اهل بيت و عترت عليهم السّلام است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آن را به عنوان يكى از دو شىء گرانمايه كه در ميان امّت به يادگار مىگذارد ، شمرده است .
امام عليه السّلام در اين بخش مىفرمايد : « اين ( آگاهيها ) را از اهلش ، بياموزيد ، زيرا آنها حيات علم و مرگ جهلاند ، آنها هستند كه حكمشان شما را از علمشان ، آگاه مىسازد ، و سكوتشان از منطقشان ، و ظاهرشان از باطنشان ، آنها نه با دين
هامش
( 1 ) اعراف ، آيهء 169 .