نخست مىفرمايد : « اى مردم آن كس كه از خداوند نصيحت بپذيرد ، ( و اطاعت فرمانش كند ) موفّق مىشود و آن كس كه سخن او را دليل و راهنماى خويش قرار دهد ، به استوارترين و مستقيمترين راه هدايت مىگردد » ( أيّها النّاس ، إنّه من استنصح اللّه وفّق ، و من اتّخذ قوله دليلا هدي
« لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ »
) .
آرى اين نخستين گام براى هدايت به سوى حق و راه مستقيم است .
و به دنبال آن به ذكر دليل پرداخته مىفرمايد : « زيرا كسى كه به خدا پناه آورد در امان است و دشمن خدا همواره خائف و ترسان است » ( فإنّ جار اللّه آمن ، و عدوّه خائف ) .
در گام بعد ، براى اين كه مردم به نصايح الهى گوش فرا دهند و باد كبر و غرور از سر بيرون كنند و تسليم فرمانش باشند ، مىافزايد : « و آن كس كه عظمت خدا را شناخته سزاوار نيست خود را بزرگ شمرد ، زيرا بزرگى كسانى كه از عظمت خدا آگاهند ، در اين است كه در برابر او متواضع باشند ، و سلامت آنان كه از قدرت ( بى انتهاى ) او با خبرند اين است كه در برابرش تسليم گردند ! » ( و إنّه لا ينبغي لمن عرف عظمة اللّه أن يتعظّم ، فإنّ رفعة الّذين يعلمون ما عظمته أن يتواضعوا له ، و سلامة الّذين يعلمون ما قدرته أن يستسلموا له ) .
اشاره به اين كه : آنها كه باد غرور و تكبر در سر دارند از عظمت خدا غافلند و آنها كه به قدرت خويش مىنازند از قدرت خدا آگاه نيستند ، آن كس كه عظمت و قدرت خدا را بداند مىفهمد كه ما در برابر او هيچ هستيم ، با اين حال ، كبر و غرور و قدرت نمايى مفهومى ندارد .
سپس در يك نتيجهگيرى مىفرمايد : « حال كه چنين است از حق فرار نكنيد آن گونه كه شخص سالم از مبتلا به بيمارى جرب فرار مىكند و شخص