و به تعبير ديگر ، اتفاق كردند بر اين كه اتفاق نكنند اين پراكندگى سبب شده است كه هر كدام قرآن را به ميل خود تفسير كنند يا به تعبير ديگر ، اساس كار خود را بر تفسير به رأى بگذارند . آياتى كه موافق ميلشان است بگيرند و آنچه موافق هوسهاى آنها نيست چنان توجيه كنند كه با آن سازگار باشد ، به جاى اين كه قرآن را پيشواى خود قرار دهند ، خود پيشواى قرآن مىشوند ، و اين جا است كه نه تنها از قرآن بهرهاى نمىبرند بلكه آن را توجيه كنندهء گمراهى و ضلالت خويش قرار مىدهند و از اين طريق بر گمراهى خويش مىافزايند .
و در آخرين سخن دربارهء سرنوشت قرآن در آن عصر و زمان ، تعبير جالبى مىفرمايد كه از آن بهتر تصور نمىشود ، مىفرمايد : « در آن روز از قرآن نزد آنها ، چيزى جز نامش نمىماند ، و از آن ، جز خطوط و حروفش را نمىشناسند ! » ( فلم يبق عندهم منه إلّا اسمه ، و لا يعرفون إلّا خطّه و زبره « 1 » ) .
چه بسا قرآن را با زيباترين خطوط بنويسند ، و اطراف صفحات و جلدها را تذهيب كنند و شاهكارهاى هنرى در اين زمينه بيافرينند ، و قرآنها دست به دست بگردد ، و در مساجد با صداى آهسته و بلند به صورت فردى و جمعى تلاوت شود ، ولى از محتواى قرآن در ميان آنها خبرى نباشد ، درست مثل اين كه داروى شفا بخشى را در شيشههاى زيبا قرار دهند و در ورقهاى زرين بپيچند ، اما هيچ كس براى درمان بيماريش از آن دارو نخورد .
در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا صالحان و مؤمنان و طرفداران قرآن در آن زمان خاموشند ؟ گويا امام عليه السّلام در آخرين جملههاى اين فراز ناظر به پاسخ اين سؤال است ، مىفرمايد : « آنها پيش از اين صالحان و نيكوكاران را به انواع كيفرها مجازات كنند ( و همه را تار و مار نمودند تا مانعى بر سر راه
هامش
( 1 ) « زبر » به معنى نوشتن يا نوشته است ( هم به معنى مصدرى آمده و هم اسم مصدر ) .