تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
هنگامى كه « نعمان » نزد « سعد » بازگشت ، « سعد » گفت : خاكى را كه بر سر تو قرار دادند به فال نيك مىگيريم ، دليل آن است كه كشور آنها را مالك خواهيم شد . عجب اين كه « رستم » از جنگ با مسلمين وحشت داشت ، با اين كه سپاه او 120 هزار مرد جنگى را در خود جاى مىداد ، در حالى كه سپاه « سعد وقّاص » سى و چند هزار نفر بيشتر نبود . سرانجام دو سپاه با هم درگير شدند ، روز اوّل سپاه « ساسانى » با تعداد زيادى « فيل » به سپاه اسلام حمله كردند ، ولى مسلمانان خرطوم فيلها را قطع كردند ، در آن روز 500 نفر از مسلمين و 2 هزار نفر از سپاه ساسانيان كشته شدند . روز دوّم « ابو عبيده جراح » با لشكرى از « شام » به كمك « سعد وقّاص » آمد ، اين روز بر سپاه « ساسانى » از روز اوّل سختر گذشت ، از مسلمانان 2 هزار نفر كشته شدند در حالى كه سپاه ساسانى 10 هزار نفر كشته دادند . روز سوّم آتش جنگ شعله‌ورتر شد و شب و روز مىجنگيدند و تا ظهر روز چهارم ادامه داشت كه آثار ضعف در لشكر ساسانى نمايان گشت ، در اين هنگام باد سختى وزيدن گرفت و لشكر دشمن از جنگيدن بازماندند و مسلمانان به سرا پردهء « رستم » رسيدند ، « رستم » مىخواست فرار كند كه زير سم اسبان له شد . با كشته شدن « رستم » لشكر « ساسانى » منهزم شد و غنايمى از خود به جاى گذاشت ، خبر پيروزى به خليفهء دوّم رسيد او دستور داد لشكر دشمن را تعقيب نكنند ، و در همان جا منزل نمايند ، « سعد » در همان جا كه « كوفهء فعلى » است فرود آمد ، و مسجد و خانه‌هايى را بنا نمود و به اين ترتيب بنيان شهر « كوفه » نهاده شد .