غزوات اسلامى مشاهده شده بود .
بديهى است اگر مسلمين در وطن خود مىماندند و دشمنان به سوى بلاد آنها هجوم مىآوردند ، كار بسيار پيچيدهتر مىشد ، چه بهتر كه توكّل بر خدا كنند و به دشمن در خارج بلادشان هجوم برند .
نكته سوّم اين كه : خليفهء دوّم از عدم موازنهء قواى مسلمين و دشمنان اسلام نيز وحشت داشت ، امام عليه السّلام در پاسخ او مىفرمايد : « اما آنچه دربارهء تعداد زياد سربازان دشمن ياد آور شدى ، بدان كه ما در گذشته در نبرد با دشمن بر اساس كثرت نفرات پيكار نمىكرديم ، بلكه با يارى و كمك خداوند جنگ مىنموديم ( و پيروز مىشديم ) » . ( و أمّا ما ذكرت من عددهم ، فإنّا لم نكن نقاتل فيما مضى بالكثرة ، و إنّما كنّا نقاتل بالنّصر و المعونة ) .
در واقع « عمر » دو چيز را دليل بر قوّت و قدرت لشكر دشمن مىدانست ، يكى كثرت و فزونى نفرات آنها ، و ديگر حركت و هجوم آنها به سوى بلاد اسلام ، و امام عليه السّلام هر دو را به يك چيز - البتّه با دو تعبير - پاسخ گفت ، و آن اين كه : ما هرگز به آن نيروى ظاهرى بر دشمن غلبه نكرديم ، و در تمام ميدانهاى نبرد نصرت و امداد الهى شامل حال ما گشت ، و على رغم كمى نفرات و فزونى و هجوم دشمن بر آنها غلبه كرديم .
به اين ترتيب امام عليه السّلام هم او را تشجيع به مقابلهء با دشمن كرد ، و هم تأكيد فرمود كه شخصا در ميدان نبرد حاضر نشود ، عمر هر دو را پذيرفت و سرانجامش پيروزى لشكر اسلام بود .
نكته نبرد قادسيه و نهاوند
در ميان مسلمين و سپاه « ساسانيان » دو نبرد مهم در زمان خلافت « عمر »