بخش اوّل
إنّ هذا الأمر لم يكن نصره و لا خذلانه بكثرة و لا بقلّة . و هو دين اللّه الّذي أظهره ، و جنده الّذي أعدّه و أمدّه ، حتّى بلغ ما بلغ ، و طلع حيث طلع ؛ و نحن على موعود من اللّه ، و اللّه منجز وعده ، و ناصر جنده . و مكان القيّم بالأمر مكان النّظام من الخرز يجمعه و يضمّه : فإن انقطع النّظام تفرّق الخرز و ذهب ، ثمّ لم يجتمع بحذافيره أبدا . و العرب اليوم ، و إن كانوا قليلا ، فهم كثيرون بالإسلام ، عزيزون بالإجتماع ! فكن قطبا ، و استدر الرّحا بالعرب ، و أصلهم دونك نار الحرب ، فإنّك إن شخصت من هذه الأرض انتقضت عليك العرب من أطرافها و أقطارها ، حتّى يكون ما تدع وراءك من العورات أهمّ إليك ممّا بين يديك .
ترجمه
پيروزى و شكست اين امر ( اسلام ) ، تاكنون بستگى به فزونى و كمى جمعيّت نداشته است ، اين آيين خداست كه خداوند آن را پيروز ساخته ، و سپاه اوست كه آن را آماده كرده و يارى نموده ، تا بدان جا كه بايد برسد رسيد ، و هر جا بايد طلوع كند طلوع كرد .
خداوند به ما وعدهء پيروزى داده است ، و او به وعدهء خودش عمل خواهد كرد ، و سپاه خود را يارى مىكند .
( بدان ) موقعيت زمامدار مانند رشته است كه مهرهها را جمع مىكند و ارتباط مىبخشد ، اگر رشته از هم بگسلد ، مهرهها پراكنده مىشوند ، و هر يك به جايى خواهد افتاد ، به گونهاى كه هرگز نتوان همه را جمع كرد .