به هر حال اين خطبه در مجموع يك مطلب را دنبال مىكند ، و آن اين كه در بعضى از شرايط ، شركت رييس حكومت در جنگ بسيار خطرناك است و ممكن است دو مشكل مهم به بار آورد : يكى اين كه ، نفرات دشمن دست به دست هم بدهند و او را به هر قيمتى كه شده از پاى در آورند ، و نظام لشكر از هم گسسته شود ، ديگر اين كه ، به فرض كه چنين خطرى پيش نيايد ، ممكن است با خالى شدن پشت جبهه ، دشمنان از اطراف و اكناف به مراكز اصلى اسلام حملهور شوند و خطرات مهمى از اين نظر دامان اسلام و مسلمين را بگيرد .
اين خطبه به خوبى نشان مىدهد كه على عليه السّلام آن جا كه پاى مصالح اسلام و مسلمين در ميان بود ، حتى به مخالفين خود نيز كمك مىكرد مبادا كمترين آسيبى به حوزهء اسلام برسد .
البتّه اين سخن بدان معنا نيست كه رييس حكومت ، هرگز نبايد شخصا در ميدان نبرد حاضر شود ، تا به كار خود امير مؤمنان عليه السّلام در جنگهاى جمل و صفين و نهروان و از آن بالاتر به حضورى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در غزوات داشت نقض شود ، بلكه شرايط كاملا متفاوت است و شرايط زمان خليفهء دوّم چنين اقتضا مىكرد .
اين نكته شايان توجه است كه گاهى جنگ در داخل كشور اسلام است و در مناطق نزديك ، در چنين شرايطى حضور رييس حكومت در جنگ ، مشكلى ايجاد نمىكند ، ولى گاه در نقاط دور دست و در برابر دشمنانى بسيار نيرومند و داراى لشكرى گسترده صورت مىگيرد ، در چنين شرايطى حضور وى در ميدان نبرد ممكن است مشكلات عظيمى به بار آورد .
در ذيل خطبهء 134 كه مضمونى مشابه اين خطبه داشت نيز در اين زمينه سخن گفتيم .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 643
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٤٣