تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
و سرانجام چنين نتيجه مىگيرد : « چگونه كسى كه از توصيف و تعريف مخلوقى همانند خود ناتوان است مىتواند خالق و معبودش را توصيف كند ؟ » ( كيف يصف إلهه من يعجز عن صفة مخلوق مثله ! ) . آرى ! در اين جهان هزاران هزار ، مخلوق ، موجود است كه انسانها حتى بعد از گسترش جهان علم و دانش از درك آن عاجزند ؛ حقيقت روح چيست ؟ و رابطهء آن با بدن چگونه است ؟ چگونه از بدن جدا مىشود ؟ و بعد از جدايى به كجا مىرود ؟ حقيقت حيات و زندگى چيست ؟ چرا دانشمندان تمام تركيباتى كه در يك سلول زنده موجود است به طور مصنوعى در آزمايشگاه جمع مىكنند و شكل مىدهند اما از دميدن حيات در آن عاجزند ؟ ! حقيقت زمان و مكان چيست ؟ امواج جاذبه چگونه است كه شرق و غرب عالم را به هم پيوند مىدهد ؟ و صدها سؤال ديگر مانند آن . هنگامى كه ما از توصيف اين مخلوقات كه با ما جهات مشترك زيادى دارد عاجزيم چگونه انتظار داريم خدايى را كه هيچ جهت مشتركى با ما ندارد توصيف كنيم ؟ ! آرى ! ما نسبت به وجود او و صفات او علم اجمالى داريم ، مىدانيم كه هست و فلان صفت را اجمالا دارد ولى از گام نهادن در ميدان علم تفصيلى همه عاجزند ، حتى پيامبران بزرگ خدا ؟

نكته‌ها

1 - فرشته مرگ ، يا فرشتگان مرگ

آيا ملك الموت يكى است يا گروهى ؟ اين سؤالى است كه بسيارى از خود مىكنند . در بعضى از آيات قرآن قبض ارواح به خدا نسبت داده شده : «
« اللَّهُ يَتَوَفَّى