ولى آنچه در اين جا لازم است اضافه كنيم اين است كه : طرفداران آنها براى توجيه اعمالشان در تنگناى سختى افتادند ، از يكسو « طلحه » و « زبير » را از صحابه مىدانند و قاعدهء « تنزيه صحابه » ( پاكى و قداست همهء اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) را در حق آنها جارى مىدانند ، و از سوى ديگر هر دو را جزو « عشرهء مبّشره » مىدانند يعنى آن ده نفرى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بشارت بهشتى بودن آنها را داده بود .
گاه مىگويند : آنها مجتهد بودند ، هر چند در اجتهاد خود خطا كردند .
بنابر اين معذورند و مأجور ، در حالى كه اگر اعمال آنها را با اين بهانه توجيه كنيم هر جنايتى را از هر كسى مىتوان توجيه كرد ؛ چرا كه اجتهاد منحصر به آنها نيست و اين امر سبب مىشود كه بديهيات عقلى و نصوص قرآنى را به اين بهانه زير پا بگذاريم .
و گاه مىگويند : آنها توبه كردند ، و توبهء آنها در پيشگاه خدا پذيرفته است ، ولى آيا مىتوان آتشى افروخت و 17 هزار نفر را در كام آن سوزاند و بعد با گفتن يك « استغفر اللّه » از زير بار مسئوليّت آن همه خونهايى كه بر باد رفته است بيرون آمد ؟ ! آيا آنها خونبهاى اين همه كشتگان را به صاحبانش دادند ؟ آيا اموالى كه در اين راه از بين رفت جبران نمودند ؟ آيا « عايشه » و « طلحه » و « زبير » در ملأ عام به خطاى خود اعتراف كردند ؟
اين گونه دفاعهاى ناموجّه ، نتيجهء چشم پوشى از واقعيّات و تعصبهاى كوركورانه است .
آيا بهتر اين نيست كه ما ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به دو گروه تقسيم كنيم ، گروهى كه : در عصر او صالح بودند ، و گروهى كه : منافق و ناصالح ، و نيز گروه صالح را به دو گروه ديگر تقسيم كنيم : گروهى كه بر خير و صلاح باقى ماندند ، و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 520
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٢٠