گرفته ، دشمنان از توجّه به نقاط آسيب پذير و اسرار آنها منع مىكند تا نتوانند ضربهء سنگينى بر مسلمين وارد سازند .
سپس براى دلگرمى بيشتر و بيان شاهد زنده مىافزايد : « آن كس كه آنها را در آن هنگام كه اندك بودند و كسى به كمك آنان نمىشتافت يارى كرد و در آن موقع كه به خاطر كمى نفرات قدرت دفاع از خود را نداشتند ، از آنها دفاع نمود ، زنده است و هرگز نمىميرد ! » ( و هم اكنون يارى مسلمين را بر عهده دارد ) ( و الّذي نصرهم ، و هم قليل لا ينتصرون ، و منعهم و هم قليل لا يمتنعون ، حيّ لا يموت « 1 » ) .
اشاره به اين كه آن روز كه مسلمانان در ظاهر بسيار ضعيف و از نظر عدّه در اقليّت بودند خدا آنها را يارى كرد ، امروز كه به حمد اللّه حوزهء اسلام گسترده شده و گروههاى عظيمى زير پرچم اسلام گرد آمدهاند به يقين مشمول يارى حق خواهند بود و شكست نمىخورند ، چون حامى آنها خداست و هميشه زنده و جاويدان است .
ما به هر موجودى تكيه كنيم با گذشت زمان گرد و غبار ضعف و فتور و سستى بر آن مىنشيند و سرانجام فانى مىشود ، آن كه هميشه باقى است و ضعف و فتورى در قدرتش راه نمىيابد ذات پاك خداست كه بايد در همه حال تكيه بر او كرد .
سپس امام عليه السّلام با اين مقدمه وارد ذى المقدمه و بيان نتيجه مىشود و به « عمر » تأكيد مىكند شخصا در ميدان جنگ شركت نكند و دليل روشنى براى آن ذكر مىفرمايد كه در موارد مشابه آن نيز كاملا قابل قبول است ، مىفرمايد :
« اگر تو خود به سوى دشمن حركت كنى و در ميدان نبرد با آنها رو به رو شوى و مغلوب گردى پناهگاهى براى مسلمين در شهرهاى دور دست باقى نمىماند ، و
هامش
( 1 ) جملهء بالا « و الذي نصرهم . . . » مبتد است و جملهء « حىّ لا يموت » خبر آن مىباشد .