پيروزى مىرسد » ( فمن أشعر التّقوى قلبه برّز « 1 » مهله « 2 » ، و فاز عمله ) .
روشن است اگر تقواى الهى در اعماق دل انسان ريشه بدواند ، شاخ و برگ و ميوههايش از دست و زبان و چشم و گوش او ظاهر مىشود ، چرا كه تقوا همان حالت خدا ترسى درون است كه انگيزهاى است نيرومند براى اعمال نيك و عامل باز دارندهاى است در برابر گناه .
سپس مىافزايد : « پس براى تحصيل تقوا فرصت را غنيمت شمريد و براى بهشت ( جاويدان ) عمل شايستهء آن را انجام دهيد » ( فاهتبلوا هبلها « 3 » ، و اعملوا للجنّة عملها ) .
اشاره به اين كه : بهشت و سعادت را رايگان به كسى نمىدهند ، و با گمان و پندار و ادعاهاى تو خالى حاصل به دست نمىآيد ، كليد بهشت همان اعمال صالح است و اعمال صالح از تقوا بر مىخيزد .
و در ادامه ، اشاره به وضع دنيا و آخرت و موقعيت هر كدام از اين دو گروه مىفرمايد : « ( بدانيد ) دنيا به عنوان اقامتگاه هميشگى شما خلق نشده ، بلكه به عنوان گذرگاه شما آفريده شده است تا از آن زاد و توشه اعمال صالح براى سراى جاودانى برگيريد » ( فإنّ الدّنيا لم تخلق لكم دار مقام ، بل خلقت لكم مجازا لتزوّدوا منها الأعمال إلى دار القرار ) .
هامش
( 1 ) « برّز » از مادّهء « بروز » به معنى ظهور و آشكار شدن و به معنى پيشى گرفتن است . توضيح اين كه اين واژه ، گاه به صورت ثلاثى مجرّد ( برز بر وزن ضرب ) به معنى آشكار شدن و گاه به صورت باب تفعيل ( برّز بر وزن صرّف ) به معنى پيشى گرفتن آمده است و در متن بالا به صورت دوّم به كار رفته است هر چند در بعضى از نسخ به صورت ثلاثى مجرّد است .
( 2 ) « مهل » معنى اسم مصدرى دارد و به معنى « وفق » و مداراست اين واژه در معنى فرصت براى انجام عمل صالح نيز به كار مىرود .
( 3 ) « هبل » گاه معنى هلاكت و از دست دادن چيزى است و گاه به معنى غنيمت آمده ، و اهتبال گاه به معنى خدعه كردن و گاه به معنى غنيمت گرفتن و به چنگ آوردن چيزى است و در خطبه بالا به معنى دوّم است .