تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
السّغب « 1 » أو احلّتهم إلّا الضّنك « 2 » أو نوّرت لهم إلّا الظّلمة أو أعقبتهم إلّا النّدامة ) . چگونه بر دنيايى كه جز بدبختى و شكست و ناكامى و ظلمت و تاريكى براى دوستدارانش نمىآفريند و سرانجام مايّهء ندامت و پشيمانى است تكيه مىكنيد ؟ و خود را بردهء آن مىسازيد و آن را بر همه مقدّم مىداريد . در ادامه مىفرمايد : « آيا چنين دنيايى را بر همه چيز مقدّم مىشمريد و بر آن تكيه مىكنيد و نسبت به آن حرص مىورزيد ؟ ! چه بد خانه‌اى است اين دنيا براى كسى كه نسبت به آن بدگمان نباشد ، در آن ( آسوده خاطر زندگى كند و ) خوفى نداشته باشد » ( ا فهذه تؤثرون أم إليها تطمئنّون أم عليها تحرصون ؟ فبئست الدّار لمن لم يتّهمها و لم يكن فيها على و جل منها ) . به راستى تعبيراتى از اين گوياتر و رساتر دربارهء بىاعتبارى دنيا و سرانجام وحشتناك دنياپرستان پيدا نمىشود ، هدف امام عليه السّلام از اين تأكيدهاى پىدرپى و تعبيرات بيدارگر و هشدار دهنده آن است كه در برابر موج دنياپرستى كه به خاطر وفور نعمت‌هاى بدست آمده از فتوحات اسلامى ، براى گروه زيادى پيدا شده بود و يك باره غرق ناز و نعمت شده بودند و ارزشهاى الهى را فراموش كرده ، به خواب و خور و لذّات مادى چسبيده بودند ، به پا خيزد و خفتگان را بيدار كند و ارزشهاى از دست رفتهء اسلام را زنده نمايد و مردم را - كه مخصوصا از زمان عثمان به اين طرف به بيراهه كشيده بودند - به راه باز گرداند . چه زيبا و جالب است اين گونه مواعظ و اندرزهاى گويا و رسا براى
هامش
( 1 ) « سغب » به معنى گرسنگى است . و به سالهاى قحطى « ذو مسغبه » گفته مىشود چرا كه مردم در آن گرسنه‌اند . ( 2 ) « ضنك » به معنى سختى و تنگى است و اين كلمه هميشه به صورت مفرد به كار مىرود .