تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
امام عليه السّلام فرمود : من از آغاز شروع مىكنم ، و ايرادات شما را يك به يك پاسخ مىگويم . سپس فرمود : اما در مورد محو عنوان امير المؤمنين از عهدنامه ، فراموش نمىكنم كه من روز « حديبيه » كاتب عهدنامه صلح بودم و نوشتم : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم هذا ما اصطلح عليه رسول اللّه و أبو سفيان و سهيل بن عمرو » « سهيل » گفت : اوّلا ما رحمن و رحيم را نمىشناسيم و ثانيا تو را رسول اللّه نمىدانيم و ثالثا موافق نيستيم نام تو مقدّم بر نام ما نوشته شود در حالى كه سنّ ما از تو بيشتر است ( و چون آنها از بهانه‌جويى دست بر نمىداشتند ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من دستور داد به جاى « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » « بسمك اللّهمّ » بنويس و به جاى « رسول اللّه » ، « محمّد بن عبد اللّه » بنوس ! سپس به من فرمود : تو نيز به چنين سرنوشتى در آيندهء گرفتار خواهى شد و تسليم پيشنهادشان مىشوى ، در حالى كه كراهت دارى ، من هم در صلحنامه‌اى كه ميان من و عمرو عاص نوشته شد عنوان امير المؤمنين را نوشتم ولى آنها نپذيرفتند . « خوارج » با شنيدن اين سخن گفتند : حق با توست اى على ! و امّا اين كه مىگوييد : من با تعيين حكمين و اين كه به آنها گفته‌ام : ببينيد معاويه سزاوارتر است يا من ؟ دربارهء خودم شك كرده‌ام ، اين سخن اشتباه است ، اين در واقع نوعى ابراز انصاف ، در سخن مىباشد شبيه چيزى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به گفتهء قرآن مجيد به مشركان فرمود : «
« وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
؛ ما يا شما بر هدايت يا در گمراهى آشكار هستيم » « 1 » ، مسلّما اين دليل بر ترديد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حقانيت خودش نبود . « خوارج » در اين جا
هامش
( 1 ) سبأ ، آيهء 24 .