به سر نمىبرد ، جز اين كه صبحگاهان روى شهپرهاى لغزندهء خوف قرار مىگيرد .
( آرى ! ) دنيا بسيار فريبنده است و آنچه در آن است فريب و نيرنگ است ، فناپذير است و هر كس در آن است نيز فانى مىشود ، و همهء زاد و توشههاى آن - جز زاد و توشهء تقوا - بيهوده است . هر كس به مقدار كفايت از مواهب دنيا قانع شود ، آرامش بيشترى بدست مىآورد و آن كس كه از آن بسيار طلبد ، وسيلهء نابودى خود را بيشتر فراهم ساخته است و آنچه را به دست آورده ، به زودى از دستش مىرود .
شرح و تفسير
هر روز چهره عوض مىكند ! امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، در ادامهء نكوهش از زندگى دنياى مادى نخست به يكى ديگر از ويژهگيهاى بارز آن كه دگرگونى سريع و جابهجايى نعمتها و نقمتهاست ، اشاره كرده مىفرمايد : « هيچ كس از دنيا شادمانى نديده جز اين كه به دنبال آن او را با اشك و آه رو به رو مىسازد ، و هنوز با خوشىهايش مواجه شده كه او را به ناراحتىهاى پشت كردن ( نعمتها ) مبتلا مىكند » ( لم يكن امرء منها في حبرة إلّا اعقبته بعدها عبرة ، و لم يلق في سرّائها بطنا إلّا منحته « 1 » من ضرّائها ظهرا ) .
سپس در تأكيد اين معنى مىافزايد : « هنوز باران لطيف و ملايم راحتى و آسايش ، بر او نباريده كه بلاها را سيل آسا بر سرش فرو مىبارد ! » ( و لم تطلّه « 2 »
هامش
( 1 ) « منحت » از مادّهء « منح » ( بر وزن مدح ) به معنى عطا و بخشش است .
( 2 ) « تطلّه » از مادهء « طلّ » ( بر وزن تلّ ) به معنى باران نرم و ملايم است در مقابل « وابل » كه به باران شديد گفته مىشود .