كه پيروزى بر دشمن را نيمه كاره نگذارند اى بسا عقبنشينىها جنبهء غافلگيرانه دارد ، و هدف ، حملات سختترى است ، بايد دشمن را تا اقصى نقاط شهرهايش تعقيب كنند و همه جا را تحت اشغال خود در آورند تا احتمال حملهء مجدّد به كلّى از ميان برود .
اگر لشكر امام عليه السّلام در « صفّين » كه اين خطبه ، قبل از جنگ « صفّين » ايراد شده ، همين يك دستور را عمل مىكردند فتنهء بنى اميّه براى هميشه خاموش مىشد و بساط ظلمشان برچيده و سايهء حكومت شومشان از سر مسلمانان كوتاه مىگشت ولى با نهايت تأسّف همهء اين دستورات امام عليه السّلام را شنيدند ولى به هنگام عمل كنار گذاشتند و طعم تلخ آن را نيز چشيدند .
مرحوم سيّد رضى رحمه اللّه در پايان اين خطبه به شرح چند لغت پيچيدهء آن پرداخته مىگويد :
الدّعق : الّدّق ، اي تدقّ الخيول بحوافرها أرضهم ، و نواحر أرضهم : متقابلاتها و يقال : منازل بني فلان تتناحر أي تتقابل ؛ « دعق » به معنى كوبيدن است يعنى سواران با سمّ اسبها سرزمين آنها را مىكوبند و تعبير به « نواحر أرضهم » به معنى بخشهاى مقابل يكديگر است ، گفته مىشود : منزلهاى فلان قبيله « تناحر دارند يعنى مقابل و قرينهء يكديگرند » ( پايان كلام سيّد رضى ) .
ولى بسيارى از ارباب لغت « نواحر » را به معنى مناطق دور دست تفسير كردهاند و مناسب خطبهء بالا همين معناست .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٧