در قسمت ديگرى از اين بخش از خطبه ، به يك دستور مهم جنگى ديگر ، اشاره كرده و به آنها مىگويد : اگر مىخواهيد پيروز شويد بايد ضربات همه جانبه ، بر آنها وارد كنيد و هر بخش از لشكر مأموريت خاص خود را انجام دهد و دشمن را به هنگام شكست تا آخرين مرحله تعقيب كنيد ، تا پيروزى همه جانبه حاصل شود و در شرح اين دستور ، چنين مىفرمايد :
« آنها - يعنى دشمنان - هرگز از جاى خود بركنده نمىشوند ، تا اين كه نيزهداران با نيزههاى پى در پى بدنشان را سوراخ كنند آن گونه كه نسيم از آن بگذرد و شمشير زنان ضربههايى بر آنها وارد سازند كه سر آنها را بشكافد و استخوانها را خرد كند و دستها و پاها را جدا سازد » ( إنّهم لن يزولوا عن مواقفهم دون طعن دراك « 1 » : يخرج منهم النّسيم ؛ و ضرب يفلق الهام ، و يطيح « 2 » العظام . و يندر « 3 » السّواعد و الأقدام ) .
و در ادامه مىفرمايد : « آنها بايد پيوسته مورد تهاجم قرار گيرند و گروهها پشت سر هم آنان را تيرباران كنند . و گروهى از لشكر به يارى گروه ديگر بشتابد و آنها را آماج حملات خود سازد و لشكرهاى سواره نظام يكى پس از ديگرى آنان را تا شهرهايشان تعقيب كنند ، تا زمانى كه سم اسبهاى شما آخرين نقطهء سرزمين آنها را بكوبد و مسير رفت و آمد و جادّهها و چراگاههاى آنها را از هر سو
هامش
( 1 ) « دراك » از مادّهء « درك » به معنى چيزى است كه پى در پى بوده باشد و گويى يكى از آنها ديگرى را درك مىكند و به آن مىرسد . بنابر اين « طعن الدراك » به معنى نيزههايى است كه يكى پشت ديگرى بر پيكر دشمن وارد مىشود .
( 2 ) « يطيح » از مادّهء « اطاحه » به معنى افكندن است .
( 3 ) « يندر » از مادّهء « اندار » به معنى به زمين انداختن اسب و گاهى به كم كردن چيزى از حساب نيز اطلاق مىشود .