اشغال كند » ( و حتّى يرموا بالمناسر « 1 » تتبعها المناسر ؛ و يرجموا بالكتائب « 2 » تقفوها الحلائب « 3 » ؛ و حتّى يجرّ ببلادهم الخميس « 4 » يتلوه الخميس ؛ و حتّى تدعق « 5 » الخيول في نواحر « 6 » أرضهم . و بأعنان « 7 » مساربهم « 8 » و مسارحهم « 9 » ) .
امام عليه السّلام در بخش نخستين اين خطبه ، آداب فردى جنگ را به سربازان خود مىآموزد و در اين بخش اخير ، آداب گروهى را كه چگونه گردانها و لشگرها ، سواره نظام و پياده نظام با هماهنگى دقيق در برابر دشمن عمل كنند و با استفاده از روشهاى كار آمد ، آنها را در هم بكوبند .
از نكات مهمى كه امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه به آن پرداخته ، اين است
هامش
( 1 ) « مناسر » جمع « منسر » ( بر وزن محفل ) به معنى گروهى از لشكر است كه در پيشاپيش لشكر حركت مىكند و به آن طليعه گفته مىشود . « و منسر » ( بر وزن منبر ) به معنى منقار پرندگان گوشتخوار است .
( 2 ) « كتائب » جمع « كتيبه » به معنى گروهى از لشكر ( مانند گردان ) است .
( 3 ) « حلائب » جمع « حليبه » يا « حلوبه » به معنى جمعيّتى است كه از هر سو گرد هم مىآيند و به بخش سواره نظام لشكر نيز اطلاق مىشود .
( 4 ) « خميس » به معنى يك لشكر كامل مىباشد كه از پنج بخش تشكيل شده است : مقدّمه ، ميمنه ، ميسره ، قلب و ساقه .
( 5 ) تفسير « تدعق » در كلام سيّد رضى خواهد آمد .
( 6 ) تفسير « نواحر » در كلام سيّد رضى خواهد آمد .
( 7 ) « اعنان » به گفتهء لسان العرب جمع « عنن » ( بر وزن كفن ) به معنى نواحى و اطراف چيزى است .
( 8 ) « مسارب » جمع « مسربه » به معنى چراگاه و « مسارح » جمع « مسرح » آن هم به معنى چراگاه است ولى بعضى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند : « مسارح » به چراگاههايى گفته مىشود كه در اوّل روز حيوان را در آن جا به چرا مىبرند ولى « مسارب » مفهوم عامى دارد ( شرح ابن ابى الحديد ، جلد 8 ، صفحهء 9 ) .
( 9 ) « مسارب » جمع « مسربه » به معنى چراگاه و « مسارح » جمع « مسرح » آن هم به معنى چراگاه است ولى بعضى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند : « مسارح » به چراگاههايى گفته مىشود كه در اوّل روز حيوان را در آن جا به چرا مىبرند ولى « مسارب » مفهوم عامى دارد ( شرح ابن ابى الحديد ، جلد 8 ، صفحهء 9 ) .