تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
اهل سنت نقل شده مىخوانيم كه روز اوّل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پرچم را به دست « ابو بكر » داد او رفت و موفّق به فتح قلعه‌هاى محكم خيبر نشد ، روز دوّم به دست « عمر » داد باز توفيقى نصيب لشكر اسلام نگرديد ، در آن هنگام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « لأعطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله كرّار غير فرّار يفتح اللّه عليه ؛ فردا پرچم را به دست مردى مىسپارم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مىدارند مردى كه پيوسته به دشمن حمله مىكند و هرگز فرار نمىكند و خداوند اين قلعه‌هاى « خيبر » را به دست او مىگشايد » « 1 » . فردا صبح كه شد گردنها از هر سو كشيده شد كه آن شخص كيست و هر كسى ( از شجاعان ) آرزو مىكرد اى كاش ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرچم به او بسپارد ولى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را صدا زد و پرچم را به او سپرد و در همان روز تمام قلعه‌هاى « خيبر » گشوده شد و خيبريان بعد از جنگ نمايان على عليه السّلام ، و لشكر اسلام تسليم شدند . اين دلالت بر نهايت اهميّت نقش پرچم و پرچمدار در جنگهاى آن زمان دارد . در عصر خود على عليه السّلام نيز اين معنى تكرار شد كه « مالك اشتر » پرچمدار لشكر امير مؤمنان على عليه السّلام مىخواست پرچم را به دست يكى از شجاعان بسپارد و خودش وارد كارزار شود ، پرچم را به « حارث بن همام نخعى » كه مرد
هامش
( 1 ) كامل ابن اثير ، جلد 2 ، صفحهء 219 و تفسير ثعلبى ( مطابق نقل غايه المرام صفحهء 467 ) و صحيح مسلم ، جلد 4 ، كتاب فضائل الصحابه حديث 32 و صحيح بخارى ، جلد 5 ، صفحهء 171 باب غزوهء خيبر ( البتّه در صحيح بخارى و مسلم فقط جملهء اخير دربارهء على عليه السّلام ذكر شده است ) .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 264 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي