عقب مىمانند كه تسليم دشمنش كنند و نه از آن پيشى مىگيرند كه رهايش سازند ! » ( فإنّ الصّابرين على نزول الحقائق « 1 » هم الّذين يحفّون براياتهم ، و يكتنفونها ؛ حفافيها « 2 » ، و وراءها ، و أمامها ؛ لا يتأخّرون عنها فيسلموها ، و لا يتقدّمون عليها فيفردوها ) .
در زمانهاى پيشين ، پرچم در ميدان جنگ ، نقش بسيار مهمى داشت چرا كه سبب ارتباط و بهم پيوستن صفوف بود ، و هنگامى كه جنگجويان در اطراف و وسط ميدان به نبرد مىپرداختند در مواقع لزوم به سوى پرچم گرد مىآمدند تا صفوف خود را ترميم كنند و به حملات مجدّد بپردازند ، اگر پرچم سقوط مىكرد لشكر سرگردان مىشد و گاه متلاشى مىگشت ، به همين دليل طرف مقابل هميشه سعى داشت پرچم را به روى خاك بيفكند و مدافعان پرچم ، با جان و دل از آن حمايت مىكردند و سقوط پرچم دليل بر شكست بود ، و در يك جمله بر پايى پرچم نشانهء قدرت و سبب قوت قلب جنگجويان و حلقهء اتصال آنها به يكديگر بود ، و دستورات فرماندهى در كنار پرچم صادر مىشد .
از همين رو امام عليه السّلام مؤكدترين دستورات را براى حفظ پرچم در جملههاى بالا داده است ، از يكسو مىفرمايد : محل پرچم بايد ثابت باشد و پاسداران آن شجاعترين افراد باشند و از سوى ديگر توصيه مىكند كه پاسداران پرچم هرگز آن را تنها نگذارند و از تمام اطراف مراقب آن باشند ، نه پيشى بگيرند ، و نه از آن عقب بيفتند ، و اين سنبل اقتدار و عظمت را از جان و دل نگهدارى كنند .
در داستان معروف جنگ « خيبر » كه دهها روايت دربارهء آن در كتب شيعه و
هامش
( 1 ) « حقايق » جمع « حاقّه » ( بر وزن جادّه ) به معنى حادثه شديد و سخت است .
( 2 ) « حفافى » تثنيه « حفاف » ( بر وزن كتاب ) به معنى طرف چيزى است و « حفافيها » در اين جا اشاره به دو طرف پرچم است سمت راست و چپ .