تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
اشاره به اين كه : افعال خداوند گر چه همه از روى حكمت است ، با اين حال كسى كه از مواهب بيشترى برخوردار شده است ، بايد به شكرانه آن ، ديگران را هم زير چتر آن موهبت قرار دهد تا عملا شكر نعمت را به جاى آورده باشد . از سوى ديگر ، اگر همكارى و هماهنگى تنگاتنگ در ميان نفرات لشكر نباشد ، همه آسيب مىبينند ، زيرا دشمن به آن بخشى كه احساس مىكند ، ضعيفتر است حمله مىكند ، هنگامى كه آن را در هم شكست ، دور مىزند و بقيه را در حلقهء محاصره قرار مىدهد ، بنابر اين علاوه ، بر مسألهء شكرانه ، سياست جنگى نيز ايجاب مىكند كه بخشهاى نيرومندتر لشكر ، مراقب بخشهاى ضعيفتر باشند و در حمايت و دفاع از آنان ، كوتاهى نكنند ، كه ضربات بر خود آنان وارد خواهد آمد ، بخصوص اين كه : اگر دشمن بتواند بخشى از لشكر را از كار بيندازد ، ضربهء سنگينى بر روحيه ديگران وارد مىشود . آن گاه به سراغ نكتهء ديگرى مىرود و مىفرمايد : هيچ كس نبايد تصور كند مىتواند از چنگال مرگ حتمى فرار كند ، زيرا : « مرگ طلب كنندهء سريعى است ، كه نه آنها كه بر جاى خود ايستاده‌اند از چنگال او رهايى مىيابند و نه آنها كه فرار مىكنند مىتوانند از دست او بگريزند ! » ( إنّ الموت طالب حثيث « 1 » لا يفوته المقيم . و لا يعجزه الهارب ) . در اين جا سؤالى پيش مىآيد و آن اين كه : مىدانيم مرگ دو گونه است : مرگ حتمى ، و مرگ معلّق يا مشروط ؛ آنچه قابل تغيير نيست مرگ حتمى است ولى مرگهاى مشروط قابل تغيير و دگرگونى با تغيير شرايط است و مرگهاى ميدان نبرد ممكن است از مرگهاى حتمى نباشد پس چگونه امام عليه السّلام به
هامش
( 1 ) « حثيث » به معنى سريع از مادّهء « حث » ( بر وزن مسّ ) به معنى برانگيختن و تحريك كردن گرفته شده است .