( و لكنّكم نسيتم ما ذكّرتم ، و أمنتم ما حذّرتم ، فتاه « 1 » عنكم رأيكم ، و تشتّت عليكم أمركم ) .
هرگز تصوّر نكنيد حوادث دردناكى كه در انتظار شماست ، غافلگيرانه است ، ابدا چنين نيست ، بارها به شما تذكّر دادهام ، و حق نصيحت را ادا كردهام ، و گفتنىها را گفتهام ، و هشدار دادهام ولى افسوس ! گوش شنوا در ميان شما نبود ، تمام آنچه را گفتم به فراموشى سپرديد ، و همهء اندرزها را ناديده گرفتيد ، به همين دليل ، تصميمات لازم را به موقع نگرفتيد ، و براى مقابلهء با دشمنان خطرناكتان ، برنامهريزى نكرديد ، و اين است نتيجهء كار شما ، كه دشمنان بىرحم و غدّار بر شما مسلّط مىشوند ، و بلايى بر سرتان مىآورند كه در تاريخ بىسابقه است .
سپس امام عليه السّلام مىفرمايد : « ( به خدا سوگند ! ) دوست داشتم كه خدا ميان من و شما ، جدايى مىافكند و مرا به كسى كه نسبت به من از شما سزاوارتر و شايستهتر است ملحق مىساخت » ( و لوددت أنّ اللّه فرّق بيني و بينكم ، و ألحقني به من هو أحقّ بي منكم ) .
اشاره به اين كه اكنون كه شما اصلاحناپذيريد اى كاش ! من از شما جدا شده بودم و اى كاش ! مقدّرات الهى ، اجازه مىداد به گروهى مىپيوستم كه آنها هماهنگ با افكار و برنامههاى من بودند .
و در ادامهء اين سخن ، به شرح ويژگيهاى قوم و گروهى كه آنها را شايستهء همنشينى و همدلى و همگامى خود مىداند ، پرداخته ، چنين مىفرمايد :
« همانها كه به خدا سوگند ! افكارشان خجسته و پربار و صاحب وقار و بردبارى بودند ، همانها كه به حقّ سخن مىگفتند و ظلم و ستم را ترك كردند ، آنها كه از پيش در طريق هدايت گام نهادند و در راه روشنى ، به سرعت پيش
هامش
( 1 ) « تاه » از مادّهء « تيه » به معنى سرگردان شدن و متحير گشتن گرفته شده است .