بخش دوّم
و منها : و لو تعلمون ما أعلم ممّا طوى عنكم غيبه ، إذا لخرجتم إلى الصّعدات تبكون على أعمالكم ، و تلتدمون على أنفسكم ، و لتركتم أموالكم لا حارس لها و لا خالف عليها ، و لهمّت كلّ امرىء منكم نفسه ، لا يلتفت إلى غيرها ؛ و لكنّكم نسيتم ما ذكّرتم ، و أمنتم ما حذّرتم ، فتاه عنكم رأيكم ، و تشتّت عليكم أمركم . و لوددت أنّ اللّه فرّق بيني و بينكم ، و ألحقني به من هو أحقّ بي منكم . قوم و اللّه ميامين الرّأي ، مراجيح الحلم ، مقاويل بالحقّ ، متاريك للبغي . مضوا قدما على الطّريقة ، و أوجفوا على المحجّة ، فظفروا بالعقبى الدّائمة ، و الكرامة الباردة .
ترجمه
اگر شما همانند من از آنچه پنهان است خبر داشتيد ( و آيندهء تاريك خود را مىديديد ) از خانهها بيرون آمده سر به بيابان مىگذاشتيد ، بر اعمال خويش گريه مىكرديد ، و بر سر و صورت مىزديد ، و اموال خود را بدون نگهبان و بى آن كه كسى را جانشين خود در آن قرار دهيد رها مىساختيد ، هر يك از شما ( از شدت وحشت ) تنها به خود مىپرداخت و به ديگرى توجه نداشت ولى ( متأسفانه ) تذكراتى را كه به شما داده شده فراموش كردهايد ، و از آنچه بر حذر داشته شدهايد ، ايمن گشتهايد ، در نتيجه عقلتان گمراه و سرگردان شده ، و امورتان پراكنده گشته ( به خدا سوگند ) دوست داشتم كه خدا ميان من و شما جدايى مىافكند و مرا به كسى كه نسبت به من از شما سزاوارتر و شايسته است ملحق مىساخت ، همان قومى كه - به خدا سوگند - افكارشان خجسته و پر بار و