مىدهد كه امام عليه السّلام اين خطبه را بعد از نماز باران در زمانى كه در « كوفه » بود ايراد فرمودهاند ) .
سپس مىافزايد : « ( خداوندا ! ) تو مايهء اميد هر بيچاره و حلّال مشكلات هر طلب كنندهاى ، در اين هنگام كه يأس و نوميدى بر مردم چيره گشته ، و ابرها از باريدن باز داشته شدهاند و حيوانات بيابان رو به هلاكت مىروند تو را مىخوانيم كه ما را به اعمالمان مؤاخذه نكنى و به گناهانمان مگيرى ! » ( فكنت الرّجاء للمبتئس « 1 » ، و البلاغ « 2 » للملتمس . ندعوك حين قنط الأنام ، و منع الغمام ، و هلك السّوام « 3 » ، ألّا تؤاخذنا بأعمالنا ، و لا تأخذنا بذنوبنا ) .
اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه بسيارى از آفات و بلاها و تنگناها به خاطر گناهان مردم است و تا به درگاه خدا نروند توبه و تقاضاى عفو و بخشش نكنند مشكل آنها حل نمىشود .
اين تعبير شبيه تعبيرى است كه « نوح » پيامبر عليه السّلام به هنگام شكايت بردن به درگاه خدا از قوم خود مىگويد : «
« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً »
؛ به آنها گفتم : از گناهان خود در پيشگاه خدا استغفار كنيد كه خدا بسيار آمرزنده است ، تا بارانهاى آسمان را پى در پى بر شما فرو فرستد » « 4 » .
در سورهء اعراف نيز مىخوانيم : «
« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ »
؛ اگر مردمى كه در آبادىها زندگى مىكنند ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند بركات فراوانى از آسمان
هامش
( 1 ) « مبتئس » از مادّهء « بؤس » ( بر وزن قرص ) به معنى فقر و شدّت حاجت گرفته شده است .
( 2 ) « بلاغ » به معنى كفايت و حلّ مشكل است .
( 3 ) « سوام » و « سائمه » به معنى حيوانى است كه در بيابان چرا مىكند .
( 4 ) نوح ، آيهء 10 - 11 .