تو مايهء اميد هر بيچاره ، و حلّال مشكلات هر طلب كنندهاى ، در اين هنگام كه يأس و نوميدى بر مردم چيره گشته ، و ابرها از باريدن بازداشته شدهاند ، و حيوانات بيابان رو به هلاكت مىروند ، تو را مىخوانيم كه ما را به اعمالمان مؤاخذه نكنى ، و به گناهانمان مگيرى .
( بارالها ! ) رحمتت را به وسيلهء ابرهاى پر باران ، و بهار پر آب و گياه ، و گياهان سرسبز و پر طراوت بر ما بگستران ؛ بارانى دانه درشت بر ما نازل كن آن چنان كه زمينهاى مرده را با آن زنده كنى و آنچه را از دست رفته به ما باز گردانى !
شرح و تفسير در اين خشكسالى تمام اميد ما به توست
امام عليه السّلام در آغاز اين بخش از خطبه وضع دردناكى را كه بر اثر خشكسالى براى مردم پيدا شده ، در ضمن عبارات كوتاه و پر معنايى بيان مىكند ، و در شش جملهء نخستين آن چنين عرض مىكند : « خداوند ! كوههاى ما از بى آبى از هم شكافته ، و زمين پر غبار و خشك و خالى از گياه شده ، چهارپايان ما سخت تشنه گشته ، و در آغلهاى خويش متحيّرند ، همچون مادران فرزند مرده ، ناله سر دادهاند ، و از رفت و آمد زياد به چراگاهها و روى آوردن به آبگاهها ( و نيافتن آب و علف ) خسته شدهاند » ( اللّهمّ قد انصاحت « 1 » جبالنا ، و اغبرّت « 2 »
هامش
( 1 ) « انصاحت » از مادّهء « صوح » ( بر وزن صوم ) به معنى شكافتن گرفته شده و گاه گفتهاند به معنى خشكيدن و شكافتن و متلاشى شدن است كه لازم ملزوم همند .
( 2 ) « اغبرت » از مادّهء « غبار » گرفته شده و در اين جا اشاره به خشكسالى است كه سبب خشكيدن زمينها و پر غبار شدن مىگردد .