بخش اوّل
اللّهمّ قد انصاحت جبالنا ، و اغبرّت أرضنا ، و هامت دوابّنا ، و تحيّرت في مرابضها ، و عجّت عجيج الثّكالى على أولادها ، و ملّت التّردّد في مراتعها ، و الحنين إلى مواردها ! اللّهمّ فارحم أنين الآنّة ، و حنين الحانّة ! اللّهم فارحم حيرتها في مذاهبها ، و أنينها في موالجها ! اللّهمّ خرجنا إليك حين اعتكرت علينا حدابير السّنين ، و أخلفتنا مخايل الجود ؛ فكنت الرّجاء للمبتئس ، و البلاغ للملتمس . ندعوك حين قنط الأنام ، و منع الغمام ، و هلك السّوام ، ألّا تؤاخذنا بأعمالنا ، و لا تأخذنا بذنوبنا . و انشر علينا رحمتك بالسّحاب المنبعق ، و الرّبيع المغدق ، و النّبات المونق ، سحّا و ابلا ، تحيي به ما قد مات ، و تردّ به ما قد فات .
ترجمه
بارالها ! كوههاى ما از بى آبى از هم شكافته ، زمين ما پر غبار و خشك و خالى از گياه شده ، چهارپايان ما سخت تشنه گشته و در آغلهاى خويش سرگردانند ، همچون مادران فرزند مرده ، ناله سرداده و از رفت و آمد زياد به چراگاهها و روى آوردن به آبگاهها ( و نيافتن آب و علف ) خسته شدهاند .
بارخدايا ! به نالهء گوسفندان ، و فرياد سوزناك شتران ما ، رحم فرما ! بارالها ! به سرگردانى آنها در راهها ( از شدت گرسنگى و عطش ) و نالههاشان در آغلها ترحم فرما ! خداوندا ! هنگامى به سوى تو بيرون آمديم كه خشكسالىهاى پى در پى بر ما هجوم آورده ، و ابرهاى پر باران به ما پشت كرده است .