نمونه ، جلد 19 ، ذيل آيات بالا مطالعه فرماييد ! ) .
در چهارمين و پنجمين جمله ، به مطلب مهمّ ديگرى در رابطه با نظام كواكب آسمان اشاره كرده ، مىفرمايد : « آنها را با دست قدرتش از اينكه گرفتار حركات ناموزون گردند ( در ميان فضا ) نگاهداشت ، و به آنها فرمان داد كه تسليم امر او ( و قوانين آفرينش ) بوده باشند ! » ( و أمسكها من أن تمور ، « 1 » في خرق الهواء بأيده « 2 » و أمرها أن تقف مستسلمة لأمره ) .
اين تعبير هماهنگى روشنى با علم روز دارد كه مىگويد : ستارگان آسمان و منظومهها و مجموعههاى آن ، تحت تأثير نيروى جاذبه ، كه متناسب با جرم آنهاست ، و نيروى دافعه ، كه بر اثر حركت و نيروى گريز از مركز در آنها پيدا مىشود ، در مدارهاى خود در حركتند ؛ بى آنكه تكيه بر جايى داشته باشند و كمترين انحرافى از مدار خود پيدا كنند .
به تعبير ديگر : تعادل دقيق نيروى جاذبه و دافعه ، به آنها اجازه نمىدهد كه نه از هم دور شوند و در فضاى بيكران سرگردان بمانند و نه به هم نزديك شوند و به صورت تودهء واحدى در آيند . تعبير به « تمور » ( حركت ناموزون پيدا كند ) و « خرق الهواء » ( فضاى گسترده ) به روشنى حكايت از اين مطلب مىكند . ولى بعضى از مفسّران پيشين نهج البلاغه كه در حال و هواى « هيئت بطلميوسى » زندگى مىكردند و قائل به افلاك نه گانهء پوست پيازى بودند ، در تفسير اين جملهها گرفتار مشكل شدهاند و پارهاى از الفاظ بالا را بر معانى مجازى حمل كردهاند ، در حالى كه بر
هامش
( 1 ) « تمور » از مادّهء « مور » ( بر وزن قول ) در لغت به معانى مختلفى آمده ؛ از جمله به معناى جريان سريع و همچنين گرد و غبارى كه آن را باد به هر سو مىبرد ، مىباشد و از مجموع تعبيرات ارباب لغت استفاده مىشود كه « مور » همان حركت سريع و دورانى و توأم با اضطراب و تموّج است .
( 2 ) « أيد » ( بر وزن صيد ) به معناى قدرت و نعمت آمده است و در قرآن « ذاالأيد » به معناى صاحب قدرت آمده است و در خطبهء بالا به همين معنا مىباشد .