است » . ( قدّر ما خلق فأحكم تقديره ، و دبّره فألطف تدبيره ، و وجّهه لوجهته ) .
به اين ترتيب ، مراحل سهگانهء « تقدير » و « تدبير » و « توجيه » را بيان فرموده است .
« تقدير » مقام اندازهگيرى خلقت موجودات است و « تدبير » به راه انداختن آنها در مسير تعيين شده است و « توجيه » فراهم ساختن اسباب حركت در اين مسير براى رسيدن به مقصد نهايى است و تمام اين مراحل طبق حساب دقيق و برنامه منظّمى است ، به گونهاى كه در همهء جهان هستى هيچ موجودى نه در آغاز آفرينش و نه در مسير حركت خود به سوى هدف ، بى برنامه نيست .
به همين جهت بلافاصله مىافزايد : « هيچ موجودى از حدّ و منزلت خود تجاوز نكرده و قبل از رسيدن به هدف كوتاهى ننموده است ، و به هنگامى كه به آن فرمان داده شد كه مطابق ارادهء پروردگار حركت كند ، سرپيچى نمود ؛ چگونه ممكن است سرپيچى كند ، حال آن كه همه چيز از ارادهء او سرچشمه گرفته است ؟ ! » . ( فلم يتعدّ حدود منزلته ، و لم يقصر دون الإنتهاء إلى غايته ، و لم يستصعب إذ أمر بالمضيّ على إرادته ، فكيف و إنّما صدرت الأمور عن مشيئته ؟ ) در حقيقت اين سخن ، اشاره به آن است كه تصوّر نشود حركات موجودات زمينى و آسمانى و پيمودن مراحل وجود در جهان گياهان و حيوانات و انسان و كواكب آسمان بىحساب است . همه در حركات خود سر بر فرمان او دارند و برنامهاى را كه از پيش براى آنها تعيين كرده ، اجرا مىكنند و هيچ تخلّفى از برنامههاى تعيين شده ندارند و به اين ترتيب ، جهان هستى مجموعهاى است از نظم دقيق و حركات و جريانهاى برنامهريزى شده .
در آيات قرآن مجيد نيز ، به اين مراتب و مراحل سهگانه اشاره شده است . در سورهء يس آيات 38 تا 40 مىفرمايد :
« وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ »