پيشگاه خدا سزاوارتر است ! » ( و إنّ العالم العامل به غير علمه كالجاهل الحائر الّذي لا يستفيق « 1 » من جهله ؛ بل الحجّة عليه أعظم ، و الحسرة له ألزم ، و هو عند اللّه ألوم « 2 » ) .
در اين عبارت امام عليه السّلام نخست تشبيه جالبى دربارهء عالم بى عمل ( يا به تعبير امام عليه السّلام : عالمى كه به غير علمش عمل مىكند ) فرموده ، كه نشان مىدهد چنين عالمى از حدّ يك جاهل معمولى هم پايينتر است . به جاهل سرگردانى مىماند كه هرگز از جهل خود بيدار نمىشود و اميدى به هدايت او نيست ؛ چرا كه آگاهانه در راه خلاف گام نهاده و به همين جهت ، خداوند توفيق هدايت را از او سلب مىكند ؛ نيروهاى خود را در اين سرگردانى از دست مىدهد و هرگز به ساحل نجات نمىرسد و در گردابهاى هلاكت گرفتار مىشود .
سپس از اين مرحله پا را فراتر مىنهد و بدبختى بيشتر چنين عالمى را نسبت به جاهل سرگردان در سه جملهء كوبنده بيان مىدارد . نخست مىفرمايد : « حجّت بر او عظيم است ! » چرا كه جاهل مىتواند جهل خود را عذر قرار دهد ( هر چند واقعا جهل عذر نيست ) ولى عالم بى عمل چه عذرى خواهد داشت ؟ ! ديگر اينكه : « حسرت او پايدارتر است ! » زيرا با داشتن اسباب و وسايل سعادت از اين قافله عقب مانده و در بيابان زندگى گرفتار سرگردانى شده است .
سوم اين كه : « او در نزد خدا بيش از جاهل سرگردان مستحق سرزنش و ملامت است ! » چون حجّت الهى و عقلى از هر نظر بر او تمام بوده و چنين كسى از هر نظر ، مستحقّ ملامت است . به همين دليل ، در روايات اسلامى مىخوانيم كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « يغفر للجاهل سبعون ذنبا قبل أن يغفر للعالم ذنب واحد ؛ هفتاد گناه جاهل بخشوده مىشود ، پيش از آنكه يك گناه عالم بخشوده شود ! » « 3 » بلكه قبول توبهء چنين عالم بىعمل ، بسيار مشكل است زيرا قرآن مىگويد :
« إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ »
هامش
( 1 ) « يستفيق » از مادّهء « استفاقه » به معناى بهبودى يافتن از بيمارى و يا هوشيار شدن بعد از مستى و يا بيدار شدن بعد از خواب است و در خطبهء بالا ، مناسب ، معناى سوم است .
( 2 ) « ألوم » از مادّهء « لوم » ( بر وزن قوم ) به معناى سرزنش گرفته شده و با توجّه به اينكه « ألوم » صيغهء افعل تفضيل است ، در اينجا به معناى « سزاوارتر به ملامت » است .
( 3 ) كافى ، جلد 1 ، صفحهء 47 ، حديث 1 .