« لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ »
؛ توبه تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام دادهاند » . « 1 » ( اشاره به اين كه توبهء عالم ، سخت پذيرفته مىشود ) .
نكته سرنوشت عالمان بىعمل !
مردم چند گروهند : عالم ، جاهل قاصر ، جاهل مقصّر بسيط ، و جاهل مركّب .
« عالم » كسى است كه مطلبى را به طور اجمال يا به طور تفصيل مىداند . يعنى نسبت به چيزى گاه علم اجمالى دارد و گاه علم تفصيلى . مثلا اجمالا مىداند شراب ، حرام است و زيانهايى براى جسم و روح انسان دارد . يا به طور تفصيل دلايل حرمت شراب و مدارك آن را ديده و آثار زيانبار آن را در هر يك از اعضا مورد بررسى دقيق قرار داده است .
« جاهل قاصر » كسى است كه نمىداند ؛ ولى دسترسى به علم هم ندارد ، يا به خاطر دور بودن از مراكز علم و يا فرو رفتن در غفلت و سهو و خطا .
« جاهل مقصّر » كسى است كه دسترسى به اسباب علم دارد ، اما بر اثر سستى و تنبلى و سهل انگارى به سراغ علم نرفته و در جهل و بىخبرى مانده است ؛ ولى با اين حال از جهل خود با خبر است ! يعنى مىداند كه نمىداند .
اما « جاهل مركّب » كسى است كه واقعا در جهل فرو رفته و از حق و واقعيت به دور افتاده ؛ امّا از جهل خود خبرى ندارد ؛ بلكه به عكس خيال مىكند آگاه و با خبر است و آنچه را فهميده ، عين واقعيّت مىباشد و به تعبير ديگر : نمىداند كه نمىداند .
در ميان اين گروهها خطر و مسئوليّت جاهل قاصر از همه كمتر است و بعد از آن ، جاهل مقصّر قرار دارد و سپس جاهل مركّب ؛ كه ممكن است به خاطر جهل مركّبش خطراتى براى خود و ديگران ايجاد كند . امّا از همه خطرناكتر عالم بىعمل است . آن كس كه آگاهانه راه خلاف مىرود و همچون دزدى است كه با چراغ آمده ، به كاهدان نمىزند ، بلكه كالاى گزيدهتر را مىبرد . تمام بدبختىهايى كه بشر در طول تاريخ
هامش
( 1 ) سورهء نساء ، آيهء 17 .