سپس به دومين واجب پرداخته مىفرمايد : « و جهاد در راه او ، چرا كه جهاد قلّهء رفيع اسلام است » . ( و الجهاد في سبيله ، فإنّه ذروة « 1 » الإسلام ) .
« جهاد » در اينجا معناى وسيعى دارد كه علاوه بر جهاد نظامى و مقابلهء مسلّحانه با دشمن ، شامل جهاد علمى و تبليغى و امر به معروف و نهى از منكر و هر گونه تلاش و كوشش مفيد و سازنده براى پيشبرد اهداف اسلامى و حتّى جهاد با نفس مىشود و تعبير به « ذورة الإسلام » « قلّهء رفيع اسلام » اشاره به اين است كه تا جهاد همه جانبه نباشد ، كارى از پيش نخواهد رفت . امام عليه السّلام در تعبير ديگرى كه در اواخر نهج البلاغه آمده است و ناظر به بيان فلسفهء احكام است دربارهء جهاد مىفرمايد : « و الجهاد عزّ للإسلام ؛ خداوند جهاد را براى عزّت و سربلندى اسلام و مسلمين قرار داده است » . « 2 » گرچه دشمنان اسلام سعى دارند با سوء استفاده و سوء تفسير از واژهء جهاد ، اسلام را به خشونت متّهم سازند ؛ ولى از اين نكته غافلند كه جهاد يعنى : « تلاش براى زنده ماندن در مقابل عوامل مزاحم » در نهاد و طبيعت هر موجود زندهاى افتاده است . در درون وجود ما اگر نيروهاى جهادگر ، كه كارشان دفاع از سلامت انسان در مقابل هزاران هزار ميكروب مزاحم ، كه شب و روز از طرق مختلف وارد بدن انسان مىشود ، نبودند ؛ زندگى كردن حتّى يك روز براى ما مشكل بود و بيمارى « ايذر » كه امروز خطرناكترين بيمارى شمرده مىشود ، چيزى جز از كار افتادن نيروى دفاعى بدن نيست . جامعهاى كه جهاد را از دست بدهد شبيه كسى است كه به اين بيمارى مبتلا شده و مورد تهاجم انواع مشكلات قرار مىگيرد .
حقيقت اين است آنها كه جهاد اسلامى را نشانه گرفتهاند ، به خوبى مىدانند تا اين اصل در ميان مسلمانان زنده است ، سلطهء بر آنان ممكن نيست و اگر جهاد تحت
هامش
( 1 ) « ذروه » ( بر وزن قبله ، و بر وزن قدوه ) به معناى قسمت بالاى هر چيزى است و به كوهان شتر و قلّهء كوهها اطلاق مىشود .
( 2 ) نهج البلاغه ، حكمت 252 .