تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
كس كه زنده است روزيش بر او است ، و آن كس كه مىميرد بازگشتش به سوى اوست » . ( من تكلّم سمع نطقه ، و من سكت علم سرّه ، و من عاش فعليه رزقه ، و من مات فإليه منقلبه ) . آرى ! او از درون و برون ما آگاه است و او در زندگى و مرگ ناظر احوال ما است ؛ روزى ما بر اوست و بازگشت ما به سوى او . اگر راستى همين ده وصفى را كه امير مؤمنان على عليه السّلام در اين جمله‌هاى كوتاه بيان كرده است ، در عمق جان ما جاى گيرد و همه را باور كنيم ، براى اصلاح ما كافى است . بدانيم هر چه داريم از اوست و هر چه مىخواهيم ، بايد از او بخواهيم ؛ از اسرار درون ما با خبر است و سرانجام ، همه به سوى او و دادگاه عدلش باز مىگرديم . امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به ذكر پاره‌اى از صفات سلبيهء خداوند مىپردازد و مىفرمايد : « چشم‌ها تو را نديده تا از تو خبر دهند ؛ بلكه تو پيش از آنكه وصف كنندگانت وجود پيدا كنند ، بوده‌اى ! » . ( لم ترك « 1 » العيون فتخبر عنك ، بل كنت قبل الواصفين من خلقك ) . تعبير به « لم ترك العيون » اشاره به اين است كه : تو نه مخلوق بوده‌اى و نه جسم ، تا ديده شوى و بخواهند اوصاف تو را از طريق رؤيت و مشاهده بيان كنند و جملهء بعد ، در حقيقت به منزلهء علّت است ؛ زيرا خداوندى كه از ازل بوده ، هرگز ممكن نيست جسم باشد ؛ زيرا جسم حادث است و مركز حوادث ؛ بنابر اين ، قابل مشاهده نيست و اگر اوصافى براى ذات پاك خداوند بيان مىكنيم ، به حكم آن است كه عقل از طريق استدلالات به آن رسيده ، يا پيامبران الهى در كتب آسمانى آن را براى ما آورده‌اند . در ادامهء سخن ، به هشت وصف ديگر از اوصاف جلال - كه جنبهء سلبى دارد و در واقع بىنيازى مطلق و شكست ناپذيرى خداوند را بازگو مىكند - اشاره كرده ، با اين
هامش
( 1 ) « لم تر » فعل و « ك » مفعول آن است و فاعل آن « العيون » مىباشد . يعنى : چشم‌ها تو را نمىبيند .