همچون گرگان ؛ و سلاطين آنها همچون درندگان ؛ و طبقهء متوسّط ، طعمهء آنها ؛ و مستمندان ، همچون مردگان خواهند بود ! » . ( و كان أهل ذلك الزّمان ذئابا ، و سلاطينه سباعا ، و أوساطه أكّالا « 1 » ، و فقراؤه أمواتا ) .
منظور از اهل آن زمان ، كارگزاران و اعوان و انصار حكّام ظالم است . هنگامى كه سلطان آنها درندهخو باشد ، همكاران و همدستان آنها نيز گرگ صفت خواهند بود و طبيعى است كه در اين ميان ، قشرهاى متوسّط جامعه ، طعمهء آن گرگان درنده مىشوند و فقرا چنان به فراموشى سپرده مىشوند ، كه گويى مردهاند ! گويى امام عليه السّلام سرتاسر تاريخ بشر را مورد بررسى قرار داده و در اين عبارات كوتاه ، ويژگىهاى حكومتهاى خودكامهء ستمگر را ، دقيقا بيان فرموده است .
در آخرين قسمت اين خطبه ، به هفت پديدهء شوم در چنين جوامعى كه سرچشمهء تمام بدبختىها مىشود ، اشاره فرموده ، چنين مىگويد :
« در آن زمان ، راستگويى از ميان مىرود و دروغ فراوان مىشود . مردم با زبان اظهار دوستى مىكنند ، و با دل ، دشمنى . به گناه و آلودگى افتخار مىكنند و از عفّت و پاكدامنى در شگفتى فرو مىروند و اسلام همچون پوستينى وارونه پوشيده مىشود ! » ( و غار « 2 » الصّدق ، و فاض الكذب ، و استعملت المودّة باللّسان ، و تشاجر النّاس بالقلوب ، و صار الفسوق نسبا ، و العفاف عجبا ، و لبس الإسلام لبس الفرو « 3 » مقلوبا .
هامش
( 1 ) « أكّال » جمع « آكل » ( مانند طلّاب جمع طالب ) به معناى خورنده است ؛ بنابر اين ، معناى جملهء « أوساطه أكّالا » اين است كه طبقهء متوسط در آن زمان دائما مشغول خورد و خوراك و چپاول و غارت اموالند و اگر اسم فاعل را در اينجا به معناى اسم مفعول بدانيم كه متناسب با جملههاى قبل است ، مفهوم همان مىشود كه در متن آورديم .
( 2 ) « غار » از مادّهء « غور » به معناى داخل شدن در چيزى است و هنگامى كه در مورد آب به كار مىرود به معناى فرو رفتن در زمين است و به همين جهت به معناى نابود شدن نيز مىآيد .
( 3 ) « فرو » به معناى پوستين است كه از پوست حيوانات تهيّه مىشود و پشمهاى بلندى دارد و در هنگام شدّت سرما از آن استفاده مىگردد .