حكّام خودكامهء بيدادگر و پيامدهاى آن در بخشهاى سابق خطبه بيان فرمودند ، در بخش آخر ، به قسمتهاى مهمّ ديگرى از آثار شوم اين حكومتها ، و وضع اخلاقى و اجتماعى و اقتصادى مردم در چنين حكومتهايى اشاره مىفرمايد .
نخست مىگويد : « در آن هنگام ، فرزندان سبب خشم ( پدران و مادران ) مىشوند و باران ، گرمى مىافزايد ؛ فرومايگان همه جا را پر مىكنند و نيكان بزرگوار ، كمياب مىشوند ! » ( فإذا كان ذلك كان الولد غيظا « 1 » ؛ و المطر قيظا « 2 » ، و تفيض اللّئام فيضا « 3 » ، و تغيض الكرام غيضا « 4 » ) .
اشاره به اينكه صفات سوء حكّام ظالم ، به درون خانوادهها نيز نفوذ مىكند و فرزندانى كه بايد نور چشمان پدر و مادر و مايهء بركت و شكوفايى زندگى آنان باشند ، مبدّل به يك عامل ناراحتى و بدبختى مىشوند .
از سوى ديگر ، آثار وضعى اين اعمال ناروا در جهان طبيعت و نعمتهاى الهى نيز آشكار مىشود و بارانى كه بايد در زمستان ببارد و مايهء برودت و لطافت هوا شود ، در تابستان مىبارد و سبب گرمى و ناراحتى و ضايع شدن محصولات كشاورزى مىگردد .
و از سوى سوم ، به خاطر دگرگون شدن ارزشها ، فرومايگان صحنهء اجتماع را جولانگاه خود قرار مىدهند و به همين دليل ، پاكان و نيكان از صحنه طرد مىشوند و اين ويژگىهاى چهارگانه ، در هر حكومت خودكامهء ظالمى ديده مىشود .
در ادامهء اين سخن به ويژگىهاى چهارگانهء ديگرى اشاره فرموده و گروههاى اجتماعى آن زمان را به چهار دسته تقسيم مىفرمايد و مىگويد : « مردم آن زمان
هامش
( 1 ) « غيض » به معناى غضب است و بعضى گفتهاند : حالتى است شديدتر از غضب .
( 2 ) « قيض » به معناى وسط تابستان و به اصطلاح « قلب الأسد » است و هنگامى كه اين واژه به معناى مصدرى به كار مىرود ، به معناى حرارت شديد يافتن است .
( 3 ) « فيض » به معناى سيلان آب ، يا باران ، يا اشك و مانند آن است .
( 4 ) « غيض » به معناى نقصان يافتن و در زمين فرو رفتن است .