به : « قرفه قرف الصّمغة » اشاره به اين است كه : « من عصاره و جوهرهء مطالب را بيرون كشيدهام ، همانند جدا كردن شيرههاى سودمند از درختان » .
در اينجا امام عليه السّلام بار ديگر به ادامهء سخن دربارهء حوادث آينده كه در سطرهاى پيشين از آن بحث شد ، مىپردازد و آن را با بيان پيامدهاى اجتماعى و اخلاقى و دينى حكومتهاى خودكامه ، تكميل مىكند و در واقع ، آثار مختلف اجتماعى و مذهبى اين حكومتها را بيان مىفرمايد . پيوند اين بخش از خطبه ، با بخشهاى گذشته كاملا روشن است ؛ هر چند در اين ميان چند جملهاى خطاب به يارانش براى بيدار باش بيان فرموده است و جاى تعجّب است كه جمعى از شارحان نهج البلاغه اين بخش را بريده از بخشهاى سابق مىدانند كه بر اثر گزينشهاى مرحوم « سيّد رضى » به وجود آمده . گويى گزينش حساب شدهء آن مرد بزرگ ، بهانهاى شده تا هر كس كه نخواهد در پيوندها دقّت كند ، آن را به گردن گرد آورندهء نهج البلاغه بيندازد .
به هر حال ، امام مىفرمايد : « در آن هنگام باطل جايگاه خود را مىگيرد ( و بر همه چيز سلطه مىيابد ) و جهل ، بر مركبهاى خويش سوار مىشود ؛ طاغوت عظمت يافته و داعيان حق كاستى مىگيرند » . ( فعند ذلك أخذ الباطل مآخذه ، و ركب الجهل مراكبه ، و عظمت الطّاغية ، و قلّت الدّاعية ) .
« طاغيه » در اينجا ممكن است معناى مصدرى داشته باشد ؛ يعنى : طغيان در سطح جامعه ، بزرگ و گسترده مىشود و مىتواند معناى اسم فاعلى داشته باشد ؛ يعنى : گروه طغيانگر عظمت مىيابند و طبعا دعوت كنندگان به سوى حق در مقابل آنها كم مىشوند ، يا آنها را نابود و يا خاموش مىكنند و از صحنهء اجتماع مىرانند و اين است خطرناكترين پديدهء شوم حكومتهاى باطل و خودكامه ، كه زبان حقگويان را مىبرند و دهان آنها را مىدوزند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 541
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤١